نگاهی به تیترها...

چند وقتی بود که می خواستم تیترهای چند روزنامه رو با هم مقایسه کنم بعد از مدتها این فرصت بوجود اومد تا تیترهای سه تا روزنامه از این طرف با سه تا روزنامه ازاون طرف رو با هم مقایسه ای بکنم .

تیترهای سه شنبه تا پنج شنبه گذشته روزنامه های دوم خردادی اعتماد ملی /اعتمادوکارگزاران رو با روزنامه های اصولگرای کیهان /ایران وهمشهری مرور می کنیم ..

سه شنبه ۲۷/۰۶/۱۳۸۶

اعتماد ملی :صف ارایی تازه علیه ایران

اعتماد:نیروی هوایی اماده پاسخ به هر تجاوز احتمالی

کارگزاران :فرانسه ..اماده جنگ باشید /ایران..تهدید امریکایی نکنید

وقتی این عناوین رو می بینید ناخوداگاه چه احساسی به شما دست میده ؟

احساس من که این بود..((شاید همین فردا جنگ شروع بشه !))

حالا روزنامه های اون طرف..

کیهان :غرب راهی ندارد جز تعامل خردمندانه با ایران

ایران :۷/۱ میلیون ثبت نام برای زمینهای ۹۹ساله

همشهری :تعادل بهای مسکن با واگذاری زمینهای اجاره ای

همان طور که می بینید شاهد دونوع تیتر متفاوت هستیم یک سری تیترهای کاملا سیاه در مقابل تیترهایی از نوع خاکستری ویا حتی خنثی .

چهارشنبه ۲۸/۰۶/۱۳۸۶

اعتماد ملی :عقب نشینی فرانسه از جنگ طلبی علیه ایران

اعتماد:دیوار کوتاه مردم سالاری

کارگزاران :جنگی در کار نیست

از این سه روزنامه دوم خردادی دوتای اونها تیترهای نگران کننده ی روز قبل خودشون رو به نوعی خنثی کردند البته بازهم در این جا کلمه جنگ باید به گونه ای می امده است تا اینطور تلقی شود که فعلا خبری نیست اما باید منتظر جنگ بود.

در همین روز ..

کیهان :جهان تحقیر کرد فرانسه عقب نشست

ایران :کوشنر جنگ طلب تنها ماند

همشهری :موج انتقاد از مواضع ضد ایرانی دولت فرانسه

مقایسه با خودتان ...

پنج شنبه ۲۹/۰۶/۱۳۸۶

اعتماد ملی :عقب نشینی دولت از مداخله در دانشگاه ازاد

اعتماد :اغاز تلاش برای بازگرداندن سرباز هخامنشی

کارگزاران :نگرانی از تصمیم های غیر کارشناسی دولت

و

کیهان :تحول در سیستم بانکی /کارشناسان نظر می دهند

ایران :صاعقه هوایی ایران بر سر صهیونیست ها

همشهری :اسرائیل اب وبرق غزه را قطع کرد

در این روز هردوطرف سعی می کنند نگاه خاکستری را در تیترهایشان تقویت کنند البته از سه روزنامه دوم خردادی دو روزنامه می خواهند به نوعی به نگرانی داخلی دامن بزنندوبه بزرگ نمایی ان بپردازند  واز ان طرف هم یک روزنامه می خواهد قدرت اخیر هوایی ایران را پررنگ کند گرچه شاید برخی ها معتقد باشند چنین تیتری هم ممکن است به نگرانی مردم بیانجامد وتداعی درگیری وجنگ کند در هر صورت جمع بندی وقضاوت نهایی با خود خوانندگان عزیز .

اما در حین نوشتن این مطلب بود که به یاد گپ وگفت چندی قبل خودم با یکی از لیدرها وچهره های شاخص دوم خردادی افتادم در این گفت وگوی صمیمانه از روزنامه تحت نظارت این اقا به شدت گلایه کردم وگفتم..((برخی اوقات خبرنگاران شما حتی در عرصه سیاست خارجی سئوالاتی رو مطرح می کنند که کپی سئوالات خبرنگاران رسانه های خارجی واونهایی که به نوعی اصلا به نظام /انقلاب واصول وارزشها اعتقادی ندارند واقعا شما موافق اینگونه افرادید؟))

این چهره شاخص دوم خرداد که ظاهرا خودش هم سر این قصه دل پری داشت گفت ..اقای رنجبران کار خیلی سخت شده /من سعی می کنم نظارتم رو بیشتر کنم اما در نهایت هم که نمی تونی با همه درگیر بشی ؟!

او از رویکرد خودش اینگونه می گوید ..در این مسیر ادم سعی می کنه غلبه رو به اونهایی بده که قبول داره یا به اونهایی میدان بده که معقول وعاقل ترند اما درعین حال هم نمی تونه همه را کنار بگذاره .

این اقا به حاکمیت چهره های تندروی دوم خرداد در چند سال اخیر در عرصه مطبوعات اشاره می کند وادامه میدهد ..حاکمیت این بچه ها در مطبوعات توی این چند سال اثر خودش رو گذاشته بچه های خوبی هم هستند اما عوضی فکر می کنند حالا هر چه هم می خواهی بهشون بفهمونی این نگاه غلطه ودوره اش تموم شده فایده نداره ...!

  

 

چرا برخی ها پول مملکت را مفت خود می دانند؟!!!

در مصاحبه ای که با رییس جمهور داشتم/احمدی نژاد در پاسخ به این سئوال که ایا برخوردهای قاطع وصحبتهای صریح شما با اطرافیان وزیرمجموعه خودتان ودیگر مسئولان مشکلی بوجود نمی اورد وافراد مقابل را رنجیده خاطر نمی کند /گفت..چرا ابتدا ممکن است ناراحت شوند اما با گذشت زمان ودرک متقابل این صحبتها حتی روابطمان با برخی از این افراد قویتر هم می شود .

رییس جمهور البته به برخی از افراد هم اشاره می کند که هیچگاه دلایل چنین برخوردهای قاطعی را هضم نمی کنندوحتی از چنین برخوردهایی عصبانی می شوند.

احمدی نژاد می گوید .. مثلا فردی را داریم که در سفری ((شخصی))به یک مجموعه دولتی مراجعه کرده  وحدود ده دوازده میلیون تومان نیز هزینه اش شده است واز انجا که من دستور داده ام چنین هزینه هایی از هر کسی که باشد باید گرفته شود این مبلغ را از این اقا گرفتند واو هم خیلی عصبانی شد اما از نظر من چنین عصبانیت ها وناراحتی ها یی اصلا اهمیتی ندارد !از این موارد خیلی زیاد داریم که نباید به انها اهمیتی داد!

البته پیش از اینکه رییس جمهور این مطلب را بگوید شنیده بودم که این اقا عید امسال به کیش رفته وهزینه اقامتش در انجا حدود ده میلیون تومان شده است ومسئولان هم وقتی فاکتور را جلویش می گذارند عصبانی می شود اما در نهایت هزینه را پرداخت می کند.

اسفند ماه پارسال هم وقتی داشتم از ماموریتی در یکی از کشورهای منطقه برمی گشتم شنیدم که همین اقا در سفر به این کشور همه اعضای خانواده اش رو اعم از برادر /همسر /پسران /دختران وخانواده های انها وحتی تنی چند از دوستان همسرش را با خود برده وهزینه هایشان نیز حدود چهارده هزار دلار بالاتر از سقف دیپلماتیک شده است وبا این که  زمان حضور من در این کشور چند ماه پس از سفر این اقا بود هنوزو تا ان زمان هزینه های اضافی را به بیت المال پرداخت نکرده بودند .

واقعا چرا برخی ها پول مردم ومملکت را مفت خودشان می دانند وتازه با این وجود از اوضاع اقتصادی کشور به نام مردم ابراز نگرانی می کنند ومی گویند ما نگران مردمیم !

جدا نگران مردمید که این چنین عمل می کنید ؟

ممکن است برخی ها این مطلب را بخوانند وبگویند..

ای بابا رنجبران کجای کاری خبرداری که مثلا فلان فردی که خود را ارزشی واصولگرا می خواند چه کارهای اقتصادی می کند واو هم با نام ارزشی بودن پول مردم ومملکت را به جیب می زند ؟

بله هیچ چیز ناممکن نیست وحتی ممکن است ما هم که الان از چنین کارهایی انتقاد می کنیم با یک لحظه غفلت بلغزیم وبه دام بیافتیم باید همواره هشیار بود /خدا را در نظر گرفت والگوهای عملی زندگی زاهدانه را جلوی چشم داشت .

برای من فرقی نمی کند کسانی که پول این مردم نجیب ومملکت را مفت خود وخانواده هایشان می دانند اسم خود را چپ گذاشته باشند یا راست /اصولگرا گذاشته باشند یا اصلاح طلب هر کس با هر نامی که یدک می کشد اگر به این راه برود مردم اورا خیلی خوب شناسایی وبراحتی طردش میکنند .

شناخت مردم دیریازود دارد اما سوخت وسوز نخواهد داشت .

در ضمن ما نسل سومی های انقلاب که از بچگی ارزشها وارمانهای امام وانقلاب در گوشمان زمزمه شده است همواره معیار والگوی عملی مان در نظام امام راحل وجانشین بر حقش رهبر معظم انقلاب اسلامی بوده است .

رهبری عزیز ویاردانای زمانه ما امروز با حرکت در مسیر حضرت روح الله نه تنها درکلامشان همواره برحفاظت از بیت المال تاکید داشته اند بلکه در عمل نیز ایشان وخانواده شان عامل به این موضوع بوده اند وحتی ایشان هیچگاه به فرزندان خود هم اجازه ورود به فعالیتهای اقتصادی را نداده اند.   

 

احمدی نژاد...

چهارشنبه ۳۱مردادکه از باکو به تهران برمی گشتیم داخل هواپیما رفتم به سراغ دکتر تا هم به قول خودمان سفارش داداش کامران رو بکنم تا مصاحبه اش سریع تر ردیف بشه وهم خودم برای گزارشی که قرار بود برای خبر ساعت چهارده تهیه کنم یک مصاحبه با دکتر بگیرم .((البته کامران از حدود دوماه پیش نامه نگاریهاش رو با دفتر دکتر انجام داده واز خود اقای احمدی نژاد هم قول گرفته بود اما به قول معروف دست اخراین کار به یک هول دیگه نیاز داشت.))

خستگی تو چهره دکتر موج می زد خودش هم تامن رو دید گفت ..الان خیلی خسته هستم به بچه ها گفتم تا چند روز دیگه برای هر دوی شما وقت مصاحبه بگذارند.

من هم دیگه اصرارنکردم وفقط گفتم ..اقای دکتر هرچه زودتر وقت بدید بهتره چون قراره این مصاحبه ها برای هفته دولت پخش بشه .

یکی دو روز گذشت اما خبری نشد با بچه ها تماس گرفتم ومطلع شدم دکتر خیلی سروحال نیست /بعد از سفر به اردبیل وجمهوری اذربایجان که خیلی سفر فشرده ای هم بود دکتر در همان روز جلسه مشترک دولت با سفرای ایران رو اداره می کنه وبعدش به یک برنامه دیگه میره اما درپایان این برنامه خستگی مفرط بهش اجازه نمی ده در برنامه اخرچارشنبه شب حاضربشه ومجبور میشه استراحت کنه استراحتی که تا عصر جمعه هم طول می کشه .

البته قبلا هم خاطره هایی از همین دست از رییس جمهور دارم که سر این قضیه دوباره برام تداعی شدند ..

قبل از ۲۲ بهمن ۸۴مصاحبه دکتر برای دعوت مردم به راهپیمایی خیلی خوب از اب در نیومده بود برای همین هماهنگ کردم تا مصاحبه دیگری با دکتر در نهاد بگیرم /دقیقا شب ۲۲ بهمن وفکر می کنم جمعه بود که حدود ساعت پنج بعدازظهر وارد ساختمان سفید نهاد شدیم ودکتر ازبالا من رو دید وگفت ..صبرکنید چند دقیقه دیگه میام پایین !

بیش از دوساعت گذشت اما از دکتر خبری نشد واخر سر بچه های دفتر ومحافظ های دکتر به من گفتند ..دوباره فشار کار دکتر رو مجبور کرده بخوابه ونباید تا چند ساعت هم تکان بخوره اخه تو این چند روز پشت سرهم کار کرده وفقط نزدیک صبح خونه رفته.

بنده خدا عذر خواهی هم کردوحتی به بچه ها گفته بود..به رنجبران بگید بیاد بالا وضع مارو ببینه ویک وقت خیال نکنه خواستیم  از زیر مصاحبه در بریم  تازه اگه تونست تو این حال هم مصاحبه بگیره بگیره !

البته من دیگه بالا نرفتم ودست خالی برگشتم سازمان ...

یک بار هم توی سفراستانی به اذربایجان شرقی در یکی از شهرستانها توقف ما زیاد شد که فهمیدیم دوباره دکتر مجبور به استراحت اجباری شده البته این استراحت خیلی کم طول کشید .

من خودم یکبار در همین وبلاگ خطاب به دکتر نوشتم که حداقل باید برای بالا بردن کیفیت کار استراحت رو به صورت جدی در برنامه هاش قرار بده اما اگر شاید ما هم جای او بودیم وهمه جای ایران رو با همه کمبود ها / کاستی ها ونیازهاش می دیدیم واز همه مهمتر مردم با معرفت این مرزوبوم رو یکسره جلوی چشممون داشتیم یک لحظه هم به خودمون اجازه استراحت نمی دادیم ...

بالاخره شنبه بهم خبر دادند که دکتر دوشنبه ۵/۱۰ صبح به کامران ومن وقت داده /واقعا خیلی لطف کرد دو وقت مجزا برای دو خبرنگار.

سئوالات کامران خیلی دقیق وبه اصطلاح خودمان تیز بود ودکتر هم به اونها باسعه صدری خاص جواب داد سئوالات من هم معمولی وبه قول خودمان خانوادگی خبر ۱۴ بود ودکتر هم با لطافتی خاص به اونها جواب داد در مجموع گزارش کامران رو خیلی بیشتر پسندیدم چون سئوالات صریح مردم در اون مطرح شد ودکتر هم پاسخ داد.

در مصاحبه خودم نکات متنی وحاشیه ای هست که چند روز دیگه می نویسم .

راستی علت تاخیر در نوشتنم هم فشار شدید کاری در هفته دولت بود بعدش هم حتما باید به قولی که به حاج اقارنجبران(( پدرم)) داده بودم عمل می کردم وبه دیارمان یعنی طالقان سری می زدم البته چون خیلی خسته بودم نتونستم هیچ کمکی در کشاورزی بهش بکنم انشاالله که می بخشه .   

 

سیستان وبلوچستان هنوز خیلی کار دارد

در سفرچهارروزه به سیستان وبلوچستان به چشم دیدم که مسئولان و مردم اعم از بومی وغیر بومی /سیستانی وبلوچ وشیعه وسنی در کنار هم ودست در دست یکدیگر تلاش می کنند تا عقب افتادگی ها ومحرومیت های تاریخی سرزمینشان را برطرف کنند اما واقعیت ان است که این استان محروم هنوز خیلی کار داردوباید چندین ده مرده ونوری و...داشته باشد تا بتواند بالاخره این محرومیت ها را پشت سر گذارد.

وقتی با بالگرد از زاهدان به سمت چابهار می رفتیم ودر جاهایی که نه اب بود ونه حداقل گیاهی رشد کرده بود کپرمی دیدیم که در زیر هر کدامشان چندین نفر زندگی می کردند به واقع درک می کردیم که اینجا چه خبر است البته نه هنوز هم دقیقا نمی دانیم که انجا چه خبر است این را بروبچه های استان می دانند که با شتر بیابانها را رصد می کنند تا کپرنشینان را دریابند.

یکی ازاین بچه ها می گفت ..هنوز بعد از دوسال که کارمان را اغاز کرده ایم یک جاهایی کپروکپرنشین کشف می کنیم که اصلا باورمان نمی شود نمی دانیم که چگونه اینها وسط این بیابان بی اب وعلف زنده اند.

البته مردم این دیار انقدر با معرفت وقدرشناسند که کارهای اندک صورت گرفته را انگار عظمتی می دانند ویکسره خدا راشکر می کنند اما پیرمرد روستای زهک زابل این راهم پنهان نمی کند که هنوز مسئولان یک زیرگذر برای روستایشان نزده اند تا دامها وحتی فرزندانشان این قدر تلف نشوند وهرروز عزادار دلبندانشان وغمگین از دست دادن دامهای شیرده شان که درامدی برایشان است نباشند .

ان یکی هم ازبیکاری می نالد وتا می خواهد حرفی بزند بزرگ قومشان وارد صحبتهایش می شود واز استاندار تعریف میکند والبته جوان منتقد ونالان از بیکاری هم سریع تایید می کند.

اینجا که مردمانش بعد از مدتها رنگ استاندار بومی را دیده اند خیلی به او علاقمندند واین نه فقط به خاطر بومی بودنش است بلکه ده مرده برغم سن وسال بالایش به واقع مانند ده مردوشاید هم صد مرد کار می کند ومی دودانچنان که ما جوانان در مقابلش کم اورده بودیم .

او در قضیه طوفان گونو مسیر ۱۲ساعته را ۶ساعته طی کرده بود وانچنان نظارتی به خرج داده بود که هنوز مردم از ان تعریف می کردند اما او با همه این پرکاری باز هم منتقد دارد منتقدانی که نه از سیری شکم وبا منافع سیاسی سخن بگویند بلکه منتقدانی که به حق واز شدت محرومیت ومشکلات حرف می زنند والبته ده مرده همه این چیزها را خوب می داند وخوب می داند که اگر بیست وچهارساعته هم کار کند باز هم عقب است.

در چابهار امام جمعه اهل سنت زراباد شهرستان کنارک که من را شناخته بود به سمتم امد وشروع به دردودل کرد .

مهروز زهی می گفت ..بااینکه همان روزها اقای استاندار به زراباد امد اما بعد ازان هنوز سراغی ازما نگرفته ومردم هم که اکثرشان در کپرزندگی میکنند وزمین کشاورزی خود را هم از دست داده اند به نان شبشان محتاجند.

اومی گفت ..اقای رنجبران ما این جا بهترین موزها را پرورش می دادیم اما الان بیا ووضع مردم را ببین خیلی ها گرسنه سر به زمین می گذارند.

خلاصه مشکلاتشان خیلی زیاد بود وانتقادش هم از استاندار وفرماندار در حالی بود که اطرافیان وهم ولایتی هاش می گفتند بعد از انقلاب این استاندار واین فرماندار اولین مقامات استانی بودند که به اونجا سر می زدند.

بگذریم تو این سفر شخصیت اقای نوری فرماندار زاهدان هم برام خیلی جالب بود او که بهش میگن شهید زنده میگه از زمانی که دوباره به زندگی برگشتم خودم رو وقف مردم کردم ویک لحظه هم اروم وقرار ندارم .

نوری تو قضیه تاسوکی گیر نیروهای ریگی افتاده بوده وبرغم اینکه پنج تیر به شکمش خورده وتیرخلاصی هم بهش زدن به صورت معجزه اسایی زنده مونده تواین سفربچه های استان به ما می گفتند بهش بگین شکمش رو بهتون نشون بده اما هرچی گفتیم راضی نشد بچه ها می گفتن همه شکمش سوراخ سوراخه .

زیاد نوشتم چون می ترسم صبح خواب بمونم وبه پرواز نرسم بیشتر از این نمی نویسم گرچه نوشتنی های این سفر زیاده .

انشاالله فردا با دکتر عازم یک سفریم البته ببخشین چند دقیقه پیش این یک سفر شد دوسفر دکتر دیگه شاید سومیش هم چند دقیقه دیگه بهمون اعلام بکنن نمی دونم

 

به سیستان وبلوچستان می رویم ...

تا چندساعت دیگه وبه همراه حدود سی خبرنگار ویک تیم از ریاست جمهوری به سیستان وبلوچستان می ریم تا به قول احمدی نژادیقه مسئولان استانی رو محترمانه بگیریم وببینیم بعد از حدود دوسال برای مردم چه کردند وچقدر از مصوبات استانی اجرایی شده .

انشاالله بتونم دردودلهای مردم رو که مسلما کم هم نیست منعکس کنم واگر هم فعالیتهای خوبی دولت صورت داده باشه اطلاع رسانی کنم .

حدود بیست اذر ۸۴ وتقریبا یک هفته بعد از شهادت بچه های سی ۱۳۰بود که به همراه رییس جمهور وبرای انجام سومین سفر استانی به سیستان رفتم والبته یه خاطره فراموش ناشدنی از این سفر دارم:

بعد از روز سوم سفر که خیلی از شهرستانها رورفتیم وبه ایرانشهر رسیدیم هوا تاریک شد وهلی کوپترها اجازه پرواز پیدا نکردن هواپیمای رییس جمهور هم جانداشت برای همین کاروان خبرنگاران مجبور شد زمینی به سمت زاهدان حرکت کنه البته یادم هست که خود دکتر چقدر تلاش کرد تا ما هم با پروازش بریم اما نشد که نشد.

پس از اینکه حدود چهار ساعت بعد  به استانداری رسیدیم دیدم رییس جمهوربعد از جلسه دولت  تا من رو دید به سمتم اومد وبا نگرانی پرسید :((رنجبران همه صحیح وسالم اومدید برای کسی مشکلی پیش نیومد ؟))

من هم با تعجب گفتم ..نه اقای دکتر مشکلی نبود ؟

البته بعدا علت نگرانی دکتر رو فهمیدم چون بعد از یک ساعت از حرکت ما تقریبا تو همون حوالی محافظان پیش روی دکتر حرکت می کنن به سمت زاهدان اما تو مسیر به اشرار می خورند ودونفرشون شهید میشن .

همینه دیگه ادم وقتی لیاقت شهادت نداشته باشه همین جوری جامیمونه.بهر حال این هم یه خاطره ای بود انشاالله در بازگشت از سیستان اگر مطلب خاصی بود می نویسم .انشاالله که خبرهای خوشی بیارم.

      

 

بالاخره یکی با ماهم مصاحبه کرد...

هفته پیش خبرنگار بخش ورود ازاد روزنامه قدس بهم زنگ زد تا به مناسبت روز خبرنگار مصاحبه ای با من داشته باشه واین مصاحبه رو یکشنبه هفتم مرداد گرفت ودیروز چهارده مرداد هم چاپش کرد این نخستین تجربه من در مصاحبه با مطبوعات به شمار میاد/ به یکی از بچه ها گفتم بالاخره یه روزنامه هم پیدا شد تا با ما مصاحبه بگیره البته می دونم خیلی کم پیدا میشه کسی که روزنامه قدس رو بخونه برای همین هم متن کامل این مصاحبه رو روی وبلاگم میگذارم:
حسين رنجبران از پستي و بلندي هاي شغل خبرنگاري مي گويد؛ خبرنگار يعني نقطه سر خط!

 

* معصومه نافرمان

خبرنگار؛ يعني سه، دو، يك... بدو بهار، تابستان، پاييز، زمستان، اسفند، دي، ارديبهشت ... خبرنگار يعني رفتن منهاي توقف. خبرنگار داستان همه آدمهايي است كه به جاي توپ بادي مي دوند دنبال آرزوهاي پسربچه هايي با توپ پلاستيكي. خبرنگار؛ يعني نقطه سر خط.
اولين باري است كه براي نوشتن ليد مصاحبه مانده ام. گزينش كلمات براي آنهايي كه مي گويند و مي نويسند دشوار و وسواسي تر است. با اين حال غنيمت است؛ بهانه اي براي پاسداشت همه خستگيهايي كه مقدس است و متبرك.
گفت و گو با محمدحسين رنجبران را به همين خاطر انتخاب كردم، اشتراك در كار و دغدغه ها به نوعي گفت و گو را راحت تر مي كرد.
او خبرنگار واحد مركزي خبر است و با همه جواني اش تجربه هاي بزرگي را پشت سر گذاشته است. از همراهي هاي رياست جمهوري در سفرهايش تا انتخابات مجلس و خبرگان و... اتاق شيشه اي 30/20 بخش فراموش نشدني خاطرات اين خبرنگار 28 ساله است.
اولين چيزي كه با شنيدن نام «خبرنگار» به ذهنتان مي رسد.
تلاش
در اصل مهمترين شاخصه براي خبرنگار شدن هم همين است.
حتماً آن هم در كنار داشتن انگيزه، شم خبري، خلاقيت، مطالعه و...
ظاهراً عشق را فراموش كرديد.
اگر غير از اين باشد كه كسي نمي تواند دوام بياره!
براي شما هم همين طوره؟
قطعاً.
اولين خبري را كه تهيه كرديد، به خاطر داري؟
حقيقتاً نه، اما دلچسب ترينش چرا.
گوش مي كنم!؟
ماجرا مربوط مي شود به حضور يك كارشناس فرانسوي در ايران كه مسايل مختلفي را مطرح كرد. در آن ميان بازگو كردن مسايل پشت پرده  11 سپتامبر آمريكا براي من خيلي دلچسب بود.
سخت ترين لحظه هاي خبري شما؟
متفاوت است. اما گمان مي كنم سخت ترين آن به سفرهاي استاني رئيس جمهور برگردد، اصلاً دكتر احمدي نژاد به پركاري در ميان خبرنگارها معروف است. اين سفرها در عين سنگيني و فشردگي برايم ماندگاري خاصي داشت؛ زيرا با خيلي از موقعيتها رو به رو شدم.
مثلاً؟!
خيلي از سختيها و مشكلاتي كه از نزديك نديده بودم و تازه آنها را لمس مي كردم.
معمولاً روزي چند ساعت دنبال خبر هستيد؟
براي اين كار نمي شود مقطع زماني در نظر گرفت. به نوعي مي شود گفت من از صبح تا شب درگير اين كارم. حتي زماني كه منزل هستم و مشغول استراحت SMSهاي خبري دارم.
گمان مي كنيد تفاوت خبرنگار مطبوعات با خبرنگار رسانه اي مثل صدا و سيما در چيست؟
مطبوعات يك كار حرفه اي را دنبال مي كنند و نسبت به خبرنگار صدا و سيما با فرصت زماني بيشتري مي توانند خبر را مخابره كنند. اما خبرنگار رسانه اي مثل تلويزيون در همان حين بايد خبر را انتقال داده و خبر كامل را تهيه كرده و در كنارش مصاحبه و گزارش و... هم داشته باشد.
پس با وجود اين شما بايد گاف هاي زيادي داده باشيد؟
نمي شود گفت اصلاً گاف ندادم، اما گاف بزرگ هم نداده ام. خبرنگار حوزه سياسي اولين گافش آخرين آن خواهد بود بخصوص در رسانه اي مثل تلويزيون كه وقتي خبر روي آنتن رفت تكذيب كردنش مشكل است.
با توجه به سياسي بودن حوزه كاريتان، صريح ترين انتقادي كه مي تواني به دولت حاضر داشته باشي، كدام است؟
البته نمي شود گفت انتقاد، شايد بهتر باشد بگوييم پيشنهاد و آن همان نكته اي بود كه به رئيس جمهوري در نشست اخيرش با خبرنگاران گفتم؛ در حقيقت فرموده مقام معظم رهبري در اشاره به ضعف نظام اطلاع رساني روابط عمومي هاي دولت بود؛ اينكه تلاشهاي دولت آن گونه كه بايد منعكس نمي شود.
داغ ترين خبر سياسي اين روزها؟
اين هم متفاوت است به نوعي سهميه بندي بنزين را مي توان عنوان كرد كه با همه اقتصادي بودنش بازتابهاي سياسي مختلفي داشته، به نوعي هم مسأله هسته اي و نمايش مقتدرانه عزت ايران اسلامي در سياست خارجي كه بعد از  28 سال تلاش مستمر كارگزاران با هدايت و رهبري مدبرانه ولي فقيه بيش از گذشته نمايان مي شود.
مي گويند خبرنگارها فقط حرف مي زنند.
يعني چه؟
خوب يعني اين كه اهل عمل نيستند؟
اين بستگي به اين دارد در چه زمينه هايي آن را به كار بگيري. بعضي وقتها پيش مي آيد ديگر؛ مثل گزارشي كه امسال دوستانم آقاي مراتي و امامي از اعتكاف تهيه كردند و در آن مراتي از امامي قول مي گيرد كه سال ديگر از معتكفان باشند و امامي در عين صداقت مي خندد و مي گويد: ما خبرنگارها زياد خوش قول نيستيم؛ منظور اينكه ما به خاطر نوع كارمان در اختيار خودمان نيستيم و شايد به خاطر همين است.
بعضي ها هم معتقدند خبرنگارها آدمهاي پررويي هستند.
گمان مي كنم مناسب ترينش اين باشد كه بگوييم آدمهاي جسور و پر جرأتي هستند. كساني كه به درون اين كار مي روند، هراس كمتري نسبت به بقيه دارند.
با وجود اين مهمترين آفت كار خبرنگاران امروز چيست؟
اينكه خودش را وابسته به جناح خاصي بداند و تفكرش را در اطلاع رساني دخيل نكند.
ارزش زندگي يك خبرنگار به چه چيز است؟
داشتن به موقع خبر و اينكه آنها را به موقع درست و بدون در نظر گرفتن سلايق شخصي منعكس كند.
براي ماندگار شدن در اين حرفه چه چيزهايي لازم است؟
تلاش، تلاش، تلاش، انگيزه، انگيزه، انگيزه، خلاقيت، خلاقيت، خلاقيت توجه داشته باشيد اين تكرار به معني تأكيد آن است.
مگر اين شغل چه جذابيتهايي دارد كه اين قدر فاصله گرفتن از آن دشوار است؟
بگوييد چه جذابيتهايي ندارد. شما با محيطي سر و كار داريد كه روز به روز به معلوماتتان اضافه مي شود. علاوه بر آن محيط پر جنب و جوش و فعال خبر هيجان انگيز هم هست.
راستي انتخاب حوزه سياسي دلخواه خودتان بود؟!
من به مباحث سياسي علاقه مندم و در كنار آن حوزه هاي اجتماعي به خاطر مرتبط بودن با مردم را خيلي دوست دارم و در اين زمينه هم سعي مي كنم فعال باشم، اما صلاحديد مسؤولان من را به حوزه سياسي كشاند، اما به هر حال از حوزه كاري خود لذت مي برم.
اولين چيزي كه با شنيدن نام اين افراد به ذهنتان مي رسد.
كروبي: سادگي و صميميت خاصي دارند.
حداد عادل: با شوخ طبعي ها، ملاطفت ها و شخصيت منحصر به فرد ادبي شان به خاطر مانده است.
هاشمي رفسنجاني: به خاطر سابقه طولاني شان خبرنگارها زياد با ايشان راحت نيستند.
خاتمي: شيك پوش و خوش پوش
احمدي نژاد: همان پركاري، صميميت و صريح بودنشان
براي اينكه همه وعده هايي را كه دوست داري به سرانجام برساني از خدا چند سال زمان مي خواهي؟
از خداوند عمر با عزت و عاقبت بخيري مي خواهم و اين ممكن است در عمر خيلي كوتاه باشد.
چه چيزي را براي اين گفت و گو آماده كردي و من نپرسيدم.
يادي مي كنم از همه كساني كه در اين عرصه مرا ياري كردند بويژه از استادانم در واحد مركزي خبر و پخش اخبار كه شايد راضي نباشند دقيقاً نامي از آنها ببرم، ولي به عنوان يكي از جوان ترين خبرنگاران واحد مركزي احترام خاصي براي پيشكسوتان قايلم و همين جا از تك تك شان به خاطر راهنمايي شان سپاسگزارم و از دوستانم به ويژه كامران نجف زاده كه مثل برادر مرا ياري كرد، ياد مي كنم.
از همه شهداي عرصه خبر شهيد رهبر، شهيد حسن هادي شهيد صارمي و ديگر شهداي اين عرصه و دوستان عزيزم در حادثه سقوط هواپيماي سي - 130 كه هيچ گاه از خاطر نمي روند. باشد كه هميشه در راه شهدا حركت كنيم.

  

 

اندر حکایات سختی های خبرنگاری ...

هفته ای که گذشت فکر می کنم نمونه خوبی بود برای نمایش سختی های کار خبرنگاری ویاد اوری دوباره  اینکه چقدر شغل پراسترس وسختی داریم .

 اول این هفته سوژه ای به من سپرده شد در خصوص فروش اخیر تسلیحات امریکا به رژیم صهیونیستی و کشورهای منطقه که تقریبا دوروز تمام برای تحقیق اون وقت گذاشتم  وبعد ازاینکه نوشته هایم چندبار رد شد بالاخره روزسه شنبه ودر اخرین بار دکوپاژگزارشم نمره قبولی گرفت وتا حدود نه شب هم مشغول تدوین اون بودم ودر نهایت حدود نه وپانزده دقیقه رسید ونه وبیست دقیقه هم رفت روی انتن ((گزارشی که نشون میداد شرکتهای تسلیحاتی امریکا که درراس همه اونها رده بالاهای پنتاگون حضوردارند چه سودهای کلانی که از فروش سلاحهاشون نمی برند)) بگذریم همون شب به من وحمید وایمان ابلاغ کردند که باید ساعت شش صبح فردا چهارشنبه در اداره باشیم ومراسم تشییع پیکر ایت الله مشکینی رو در تهران پوشش بدیم هر کدام از ما سه نفر باید برای دوبخش خبری گزارش می زدیم خبر مکتوب ومصاحبه و...هم که سرجاش بود به من بخشهای خبری بیست وبیست ویک رسید صبح ساعت شش اداره بودیم ومن هم با هر سختی که بود با ایمان به قسمت مقامات رفتیم ومصاحبه های خوبی کاسب شدیم البته برخی از علما هم مصاحبه نکردن که در بین اونها مصاحبه نکردن یک نفر خیلی به دلم نشست حاج اقا امجد استاد معروف اخلاق رو میگم دوبار اونهم با چه شوقی رفتم برای گرفتن مصاحبه از ایشون اما با اینکه دوربین هم روشن بود وچند لحظه ای هم میکروفن رو مقابلوشون گرفته بودم حرفی نزدند وفقط عذر خواستند برای اولین بار بود که از مصاحبه نکردن یک نفراینقدر حال کرده بودم اخه یه معنویت خاصی داشتند با دیدنشون هم یاد سال ۸۲توی مدینه وبقیع افتادم یعنی اولین جایی که دیده بودمشون ...

بگذریم بعد ازاینکه یه ارتباط تلفنی با رادیو دادم وپلاتوروهم ضبط کردیم رفتیم به سمت بالا به حمید امامی زنگی زدم بببینم چه کار کرده که دیدم حمید خیلی حالش گرفته شده چون کارهاش درست وحسابی پیش نرفته بود بهش گفتم بی خیال درست میشه اما انگاراصلا روز حمید نبود چون گزارش ۱۴حمید هم به موقع نرسید وخیلی از زحماتش هدر رفت ظاهرا هم از نظر فنی به مشکل خورده بود وهم از نظر زمان خلاصه حمید اونقدر ناراحت بود که نمیشد باهاش حرف زد اما هر طور بود من وکامران ومحمد دلاوری بردیمش ناهاروسعی کردیم از اون فضا بیاریمش بیرون خدا نصیب نکنه که گزارش ادم اینجوری بشه ...اما در این میون من که نمی دونستم چه بلایی میخواد سرم بیاداینقدر بی خیال بودم  که یه مقدار دیر کار تدوین رو شروع کردم بنده خدا محمد دلاوری هم که سردبیر ومسئول این برنامه بود چند بار بهم گفت که حسین زود باش اما من رو سیستم جدید خیلی حساب کرده بودم ویه مقدار دیر جنبیدم  بالاخره با هر مصیبتی که بود گزارش بیست شبکه چهار رسید وبلافاصله هم تدوین ۲۱رو شروع کردیم ((میدونید که خیلی از مردم وتقریبا همه مقامات یه جور دیگه رو ۲۱یا همون اخبار نه شب زوم می کنن وحساسند)) بااینکه استرس زمان رو داشتیم کارها داشت خوب پیش می رفت اما یکدفعه ده دقیقه مونده به خبر کامپیوتر هنگ کرد وشاهین(( تدوینگرم)) که دیگه من ومحمد دلاوری با کلمات زودباش اعصابش رو خورد کرده بودیم گفت ..((گزارش پرید بدبخت شدیم ..))من که دیگه داشت قلبم می اومد توی دهنم زدم تو سرم فقط هر چی ذکر بلد بودم گفتم ونذرونیاز کردم مهردادوروزبه وشاهین هم ریختن سر کامپیوتر اینقدر حالم بد بود که فقط یک لحظه شنیدم ایمان مراتی میگه ..((حسین دیوونه الان سکته میکنی ها ول کن هر چی میشه بشه ...))

خلاصه نذرونیازها وزحمات بچه های تدوین جواب داد وبه قول معروف کامپیوتر بالا اومد گزارش حدود یک دقیقه به نه رسید همون لحظه نماز شکر خوندم اخه گزارش اول روز مملکت با اون همه مصاحبه با مقامات اگه نمی رسید هیچ اتفاقی هم برای شخص شخیص بنده نمی افتاد حداقلش این بود که ابروی سازمان می رفت....بازهم خداروشکر

چند ساعت قبل از این هم گفتند که باید یک نفرازبین من وکامران به همراه مراتی فردا پنج شنبه برای تشییع وخاکسپاری به قم بره که اخرسرقرعه به نام من افتاد بااین که حدود یازده شب رسیدم خونه قبل ازپنج صبح پنج شنبه اداره بودم ورفتیم قم وتا غروب هم مشغول اماده کردن گزارش ۲۱ بودم  ایندفعه دیگه ساعت ۷شب گزارش رو تحویل دادم تا اتفاق شب قبل نیافته اما در هر حال عوارض اون شب چند روزه که ازارم میده قلب درد شدید تا همین چند ساعت پیش ولم نمی کرد خوب خبرنگاری دیگه این چیزها رو هم داره به خصوص خبرنگاری صداوسیما...

راستی روز خبرنگار تواین هفته واقع شده این روز رو به همه همکاران عزیزم چه در صداوسیما وچه در خبرگزاری های دیگه وچه درروزنامه ها تبریک میگم یاد همه شهدای عرصه خبررو هم گرامی میدارم بویژه دوستان عزیز شهیدم در حادثه سی -۱۳۰رو... 

  

یکی برای سرپناه فرزندانش می گریه ویکی به حقوق نفتی شوهرش می نازه

چهارشنبه که به همراه کامران نجف زاده ومحمد رضا طلاجوران برای مصاحبه با رییس جمهور ووهیات دولتی ها به پاستور رسیدیم تا یک جمعی رو دیدم که دارن به سمت ساختمان شکایات میان به کامران گفتم ..کامی مراقب باش که یکدفعه گیر نیافتی چون خیلی دیر شده/ اخه کامران همیشه به خاطر محبوبیت وصبر وحوصله اش بین مردم گیر میافته ومجبور میشه دردودل خیلی ها رو گوش کنه .

کامران وطلا پیاده شدن ورفتن ومن هم داشتم راننده رو  توجیه می کردم چکار کنه که یکدفعه دیدم یک خانم پنجاه واندی ساله اومد طرفم وگفت:((شما که تو خبر بیست وسی اینقدر دم از مردم ومشکلات اونها میزنی به درودل من گوش بده /از اهواز اومدم وبرای گذران زندگی خودم وچند فرزند دانشجوم کارهای خونه های مردم رو می کنم برای گرفتن کمک هزینه ودیعه مسکن به رییس جمهور نامه نوشتم که دستور مساعد داد اما الان میگن فقط پانصد هزار تومان می تونند به من بدن)).

من هم که عجله داشتم وخیال هم می کردم تو اهواز خیلی خونه ارزونه گفتم..مگه همین ۵۰۰هزارتومان کارت رو راه نمی اندازه ؟

پیرزن به گریه افتاد وگفت :((نه بابا باید چند برابر این رو بگذارم کنار تا بتونم احتمالا یه جایی رو تو محله پایینی عربها برای خودم وبچه هام دست وپا کنم /تو رو خدا یه کاری برام بکن ...))

گفتم ..نمی دونم تو این موقعیت چه کار می تونم بکنم اما الان فقط می تونم بگم برو پیش اقای فلانی توی شکایات وبگو ازطرف رنجبران اومدم ببین میتونه برات کاری بکنه یا نه ؟اروم باش وتوکل به خدا کن.

نفهمیدم چکار کرد چون باید به برنامه می رسیدم سریع به سمت ساختمون دولت دویدم اما چندروزه که دارم درباره اون فکر می کنم .

-مطمئنا خیلی ها مثل این خانوم وبدتر ازاون هستن بویژه تو قضیه خونه وبازهم شکی نداریم که دولت سر این قصه مسئوله ونباید اون رو توجیه کنه اما ایا دولتی رو میشه پیدا کرد که بیاد واز روی قصد چنین مشکلاتی رو برای مردم فراهم بکنه اونهم در زمینه مسکن وسرپناه  یا اینکه بتونه موانع ومشکلات رو برطرف بکنه واین کار رو نکنه؟

وسخن بعدی با اون افرادی که بایک برنامه ریزی دقیق موج این گرانی ها روسرقضیه مسکن  با  هدف تخریب دولت دارن پی میگیرن اقا جون همه اعتراف می کنن که شما کارتون رو خیلی دقیق وحرفه ای دارید انجام می دید اما بابا خدایی هم وجود داره دولت احمدی نژاد امروز نه فردا دورش تموم میشه یه ذره به مردم فکر کنید خوتون رو جای اونها بگذارید درضمن اگه به فکر مردم نیستید به فکر خودتون باشید مردم شماها رو شناختن با این کارها اوضاع خودتون رو بدتر می کنید وبه جای اینکه به قدرت نزدیک بشین هر لحظه از اون دورتر میشین.

-توی این چند روز یادیکی ازدیپلماتهایی هم افتادم که بالاخره بعد از چندین سال دلار گرفتن چندی قبل  برای تعدیل نیرو وپایین اوردن خرج ومخارج مجبور شد از یکی از نمایندگی های مهم جمهوری   اسلامی برگرده البته این اقا که از مقربین بعضی هاست فرزندانش رو برای ادامه تحصیل در این کشور خارجی نگه داشته.

از همه چیزهای قابل تاملی که ازاین اقا میگن بگذریم به  یاد حرفی که همسرش در یک جمعی زده افتادم ویکسره ازاون روز اورو با این پیرزن اهوازی مقایسه می کنم .

همسر ایشون موقع مراجعت به تهران گفتن :((به بچه ها گفتم نگران هزینه هاتون در اینجا نباشین اخه میدونید باباتون فقط از وزارت خارجه که حقوق نمی گیره تازه این حقوق فرعیشه ))

بعدش هم این خانوم تلویحا به حقوق ثابت نفتی شوهرش اشاره میکنه!

یک جای دیگه هم شنیده بودم که برخی از وابستگان باندهای قدرت وثروت حقوق ثابت نقتی دارند اما هنوزهم امیدوارم این حرفها اشتباه باشه فکر می کنم  یاد صحبتهای رییس جمهورهم درخرداد ماه تو اصفهان در اینجاهمچین بی ارتباط به موضوع نباشه .

احمدی نژاد در جمع دانشجویان اصفهانی به وضع شرکتهای نفتی وحاشیه های حوزه نفت اشاره کرد وگفت((نقل به مضمون)):این حوزه اینقدر پیچیدگی وزیروبم داره که اگر می تونستم خودم شخصا بر اونجا نظارت می کردم اما اگر این کار رو کنم دیگه به هیچ کاری نمی رسم ))

اقای رییس جمهور این حرف شما نشون میده که خیلی خوب از همه چیز اطلاع دارید وبه فکر هستید تا سروسامانی به اوضاع بدید اما نکنه شما هم به خاطر اونچه که بعضی ها مصلحت میدونند کوتاه بیاین واز کنار این چیزها رد بشین می بینید که ..

زنی ناتوان برای تهیه سرپناه فرزندانش میگریه وزن دیگری به حقوق ثابت نفتی شوهرش می نازه ...    

 

خوش تیپ اصولگرا

برای نخستین بار در پیوندهای روزانه ام مطلبی رو لینک کردم اونهم برای اینکه مربوط به خودم بود .

عکسی رو که ساتیار لطف کرده ودر وبلاگش گذاشته مربوط به نخستین سفر استانی رییس جمهور به خراسان جنوبیه .

فکر می کنم جمعه روز اخر سفر بود که به قائن رفتیم ودر جشن زعفران شرکت کردیم البته این صحنه خوابیدن من پیش از اغاز صحبتهای رییس جمهوردر این مراسم بود که ساتیار اون رو شکار کرد ویکسال ونیم هم من روتهدید میکردکه اون رومنتشر میکنه تا بالاخره دیروز والبته با اطلاع خودم اون رو گذاشت روی وبلاگش .

یادم نمیره چون اون سفر اولین سفر استانی بود همه ما روزاخردیگه کم اورده بودیم بویژه اینکه توی محروم ترین استان هم پاگذاشته بودیم وخیلی کمبودها رو بواقع حس کردیم.

عکس دوم هم اگر اشتباه نکنم مربوط به سفرسیستان وبلوچستان ویک هفته بعد از شهادت بچه ها بود همه در هرجایی که می رفتیم انگار بچه هاروبا خودمون حس می کردیم بویژه توی اسمون ...

نوشتن بعد از ده روز...

بالاخره بعد از ده روز امشب وقت کردم که بنویسم

هفته پیش برام هفته بسیار پرکاری بود بویژه ازچهارشنبه که داداش ((منظورم اقای روحانی نژادعزیزه که به این لقب معروفه))برای سر زدن به اقوامش وهمچنین پرکردن شیفتهای خادمی اش در حرم اقا امام رضا(ع)به مشهدرفت کارهام دوبرابرشد وباید همه برنامه های رییس جمهورروهم پوشش می دادم.

محموداحمدی نژادهم که تواین چندروز اخیر واقعا کولاک کرد برنامه پشت برنامه .

چهارشنبه وپنج شنبه حدود ساعت ۵/۱بامدادرسیدم خونه جمعه وشنبه هم ساعت ۳۰/۱۰شب خلاصه خیلی برنامه ها فشرده بود حالا می خوام چندتا حاشیه ازاین برنامه ها بنویسم ..

مصاحبه سرکاری اعضای هیات دولت :

چهارشنبه صبح تارسیدم به ما اعلام شد که ریاست جمهوری ۳۰/۸صبح فکس کرده که رییس جمهور واعضای هیات دولت ساعت ۳۰/۱۰اولین مصاحبه شون روهمون طور که وعده داده بودن بعدازجلسه دولت انجام میدن من وخانم کوه خضری ومصطفی قمری وفا هم بلافاصله عازم برنامه شدیم وحدود45/9رسیدیم ریاست جمهوری به ما گفتن ساعت 11ما روبه حیاط دولت میبرن حدود یک ربع به یازده از محوطه ساختمون سفید حرکت کردیم ویکدفعه بین راه رییس جمهور رودیدیم:

احمدی نژاد..شما اینجا چه کار می کنید؟

خبرنگاران ..اومدیم برای مصاحبه با شما واعضای دولت .

احمدی نژاد..من مصاحبه دارم ؟

خبرنگاران ..اره اقای دکتربه ما اینطور اعلام کردن .

احمدی نژاد ..حالا فعلابرین به وزرابرسین چون دارن میرن بعد بیاد این طرف با من مصاحبه کنید.

سریع رفتیم داخل حیاط دولت اما فقط مصاحبه با سه وزیر رو دشت کردیم پورمحمدی /طهماسبی ورحمتی بقیه اکثرا رفته بودند .بعد هم رفتیم اون طرف وبا رییس جمهور حدود یکساعت مصاحبه کردیم برخی از بچه ها می گفتن دکتر سر کار گذاشته اما احمدی نژادالحق به حرفش عمل کرد.

یک روز واین همه برنامه :

احمدی نژادچهارشنبه صبح دولت رواداره کردبعد حدود یک ساعت با ما مصاحبه کرد بعد با صادر کنندگان دیدار کرد اخر شب هم تا حدود دقایق اغازین بامداد پنج شنبه برای تجلیل از ورزشکاران وقت گذاشت در واقع اینها همه توی یک روز برگزارشد اونهم روزی که در اون مقام معظم رهبری هم برنامه داشتند وبنابراین طبیعی بود که حجم کمتری از برنامه های رییس جمهور نوبت پخش بهشون برسه حالا من برنامه سخنگو رو در بین این چند برنامه نیاوردم .

ازخستگی رییس جمهور بگذریم که اصلا خسته نمیشه اما ایا برنامه ریزان نباید به فکر پوشش خوب این برنامه ها هم باشند وبادقت بیشتری تنظیم برنامه کنند؟

احمدی نژادو57اقتصاددان :

اونهایی که برای احمدی نژادنامه انتقادی نوشتن وفکر می کردن که گوش شنوایی برای شنیدن حرفهاشون وجود نداره واحتمالا حتی با اونها برخورد میشه برای نخستین بار در 18سال اخیر دستگاه اجرایی تحویلشون گرفت وپنج شنبه ساعت 5/4بعد از ظهر به سالن شهید بهشتی نهاد اومدن.

وقتی بعد از جلسه با اونها صحبت می کردم خودشون می گفتن این کار دولت بی سابقه است ((ظاهرا یکبار برای دولت اقای هاشمی ویکبار هم برای دولت اقای خاتمی نامه نوشته بودن اما ازشون دعوتی نشده بود)).

الحق جلسه یا بهتر بگم مناظره نفس گیری بود وبرای نخستین بار دیدم که احمدی نژادچقدر قشنگ به انتقادات مخالفان برخی ازسیاستهاش گوش میده البته بدلیل این که حضور خبرنگار در این جلسه ممنوع بود از روی کنجکاوی فقط بخشهایی ازاین جلسه رونظاره گر بودم.

احمدی نژاددرعین حال که خوب گوش می داد سعی کرد مهمانواز خوبی هم باشه بین دوقسمت جلسه به شیبانی گفت..

اقاجون کسی با اینها رفته برای نماز تا تنها نباشن حواستون جمع باشه یک وقت احساس ناراحتی نکنند.

بعد ازپایان جلسه هم به قول اقای جهرمی احمدی نژادبه وزراش دستورداد تاحتما برای شام در جمع میهمانان حضور داشته باشند.

احسنت اقای دکتر کاری روکه برخی ها مدعی انجام اون بودن یعنی ازادی بیان وگوش شنوا داشتن رو خیلی خوب عملی کردی امیدوارم همانطور که گفتی نکات مثبت این جلسه روهم در حرکت مردمی خودت به کاربگیری...