در راس همه ناگفتنی هایم دراین مدت مردم اند...

در این مدت که نتوانستم بنویسم اتفاقات بسیاری افتاد که در راس همه انها مردم قرار دارند /گزارشی در دهه فجر در دست تهیه داشتم که الحمدالله برغم سنگین بودن موضوع به ثمر نشست البته مطمئنم که نتوانستم حق مطلب را در این گزارش ادا کنم چرا که باید سی سال پایداری ملت و تمام سختی هایی که در این مدت پشت سر گذاشته بودند را به تصویر می کشیدم و این کار بسیار سختی بوده و هست.

وقتی خودم حوادث انقلاب را از ابتدا تا کنون برای تهیه این گزارش مرور کردم واقعا باورم نمی شد که مردم این همه سختی را تحمل کرده و نه تنها خم به ابرو نیاورده اند بلکه پیوسته رو به جلو هم حرکت کرده اند البته بدلیل محدودیت زمانی که داشتم نتوانستم همه تصاویر و مطالب را در این گزارش بیاورم.

 تصاویری در ارشیو دیدم که واقعا تکانم داد و باردیگر هوشیارم کرد که این انقلاب و نظام به راحتی بدست نیامده است و وظایف سنگینی برای حفظ ان بر عهده داریم که درراس همه انها خدمت صادقانه به مردم است مردمی که حتی یک لحظه هم پشت این انقلاب و نظام را خالی نکرده اند. 

در ضمن در حین تهیه تصاویر ارشیوی تصاویری از افرادی دیدم که شاید تا چندی پیش خیلی بهشون انتقاد می کردم و البته الان هم برخی انتقاداتم به اونها باقیه اما به گونه ای دیگر...

تا پیش از این برخی اوقات به خودم می گفتم چرا فلانی در مملکت اینقدر برای خودش حق و جایگاه قائله و در زمینه های مختلف میخواهد اعمال نظرکند اما وقتی تصاویر تلاشهای او را از اول انقلاب تاکنون در ارشیو دیدم /تصاویری که هرکسی نمی تواند ببیند/ به فکر فرو رفتم که چرا اینقدر بی رحمانه اورا نقد کردم اگر ما فقط یکی از کارهای او را انجام داده بودیم از کجا معلوم که بیشتر از او برای خودمون حق قائل نبودیم اما درعین حال بازهم معتقدم که همه باید نیت هاشون رو انقدر خدایی کنند تا این جور توقعات براشون بوجود نیاید و درضمن تا می توانند هم مراقب اطرافیانشون باشند که زحماتشون بی خود و بی جهت به هدر نرود و سیل انتقادات این طور متوجه انها نشود.

بگذریم از ۲۲ بهمن هم می خواهم بگویم /با این که مراسم به صورت رسمی از ساعت ۳۰/۹شروع میشد اما مردم از حدود ۲۰/۸صبح امدند ما که برای انجام وظیفه در این ساعت در خیابان ازادی حاضر شده بودیم باورمان نمی شد که سیل مردم از این ساعت به طرف میدان ازادی بیاید یک لحظه بغض زیر گلوم را گرفت بغضی که هم خوشحالی در اون نهفته بود و هم ناراحتی .

خدایا چه مردم بی نظیری داریم !خدایا چگونه می توانیم خدمتگزار واقعی انها باشیم ؟مطمئنا هرچقدر هم تلاش کنیم نخواهیم توانست خدمتگزار واقعی انها باشیم باید هرلحظه بیش از قبل حواسمان باشد که هرچه داریم از این مردمه و در مسیری که امام و رهبری به ما نشان داده اند حرکت کنیم تا شاید بتوانیم خدمتگزاری واقعی باشیم .

تازه دارم به عمق حرف رهبر انقلاب پی می برم /حضرت اقا چند سال پیش فرمودند ..((نسل جدید انقلاب پرشورتر/هوشمندترو با اعتقادتر از نسل اول در میدان حاضرند و به پیش میروند))(نقل به مضمون)

واقعا همین طور است گوشه ای از این حرف را در روز عاشورا دیدم و نگاشتم و گوشه ای دیگر را در راهپیمایی امسال ۲۲ بهمن/البته متاسفانه مه الود بودن هوا مانع از این شد که بالگرد ما به موقع بپره و عمق جمعیت انگونه که بود به تصویر کشیده شود اگر حتی یک ربع زودتر از این بالگرد می پرید تصویر خیلی با عظمت تر از این به نمایش در می امد جالب هم این بود که همه بچه هایی که پایین توی خیابانها مستقر بودند برای پریدن بالگرد لحظه شماری می کردند و یکسره به محمد دلاوری که قرار بود با بالگرد بپره زنگ می زدند که چرا نمی پری چون واقعا همه ما عظمت کم نظیرجمعیت رو حس می کردیم درهر صورت نشد حتما هم حکمتی بوده ...

۲۲ بهمن امسال باز هم مسئولیت خدمتگزاران رو برای خدمتگزاری به مردم سنگین و سنگین تر کرد و البته در این هم شکی نیست که برای خدمت به مردم تلاش می شود اما این تلاش رو باید چند برابر و تدبیرها رو هم بیشتر کرد .

خیلی از مردم در راهپیمایی من رو کنار کشیدند و از دلخوری های خودشون گفتند اما در عین حال هم اخرش می گفتند ما با همه این احوال و مشکلات هستیم و بر سر ان عهد که بستیم نشستیم ...

این مسئولیت تک تک مارو سنگین تر می کنه باید تا می توانیم به جای حرف و سخن کار کنیم و کار.

مردم ما الان اینقدر در عرصه بین المللی عزتمندند  که رییس جمهورشون به پشتوانه همین عزت ملی که نشات گرفته از پایداری خودشون و هدایت رهبری است انچنان در مقابل قدرتها می ایستد که شاید در تصور نگنجد و نتوان همه این ایستادگی ها و مواردش رو هم بیان کرد.

 مردم به این افتخار می کنند که رییس جمهورشون بی ادبی دیپلماتیک یک کشور به اصطلاح قدرتمند و عضو دائم شورای امنیت رو بی پاسخ نمی گذارد و طوری عمل می کند که انها به التماس می افتند تا با مشاور رییس جمهوری درباره کشوری دیگر مذاکره کنند.

مردم ایران به خود می بالند که رییس جمهور و دیگرمقامات این کشور به اصطلاح قدرتمند که معمولا برای استقبال از مقامات دیگرکشورها از پله های کاخ خودشان پایین هم نمی ایند برای استقبال از مشاور رییس جمهور ایران سه مشاور رییس جمهور را به پایین پله ها می فرستند و حتی خودرییس جمهورشان راهم در راهروی کاخ به استقبال مشاور رییس جمهوری اسلامی ایران می اورند اما در عین حال این مردم توقعی بجا دارند..

این مردم توقع دارند که مشکلاتشان هر روز کم رنگ و کم رنگ تر شود و زندگی شان روز به روز بهتر و با رفاه و ارامش بیشتر همراه باشد این توقع بجایی است و لیاقت این مردم هم بیش از اینهاست پس باید بازهم بیش از قبل تلاش کرد ...    

 

ایا این مجلس خواب بوده که حالا بیدار شده؟

این هفته محور اصلی بسیاری از مطبوعات و رسانه ها تبدیل شده بود به قضیه نامه رییس جمهور به رییس مجلس و اظهارنظرهای بسیاری در این زمینه صورت گرفت اما هرچه بود دو طرف برفصل الخطاب بودن سخنان رهبر معظم انقلاب تاکید و اجرای دقیق قانون اساسی رو دغدغه اصلی خودشون عنوان کردند و مساله هم تمام شد .

 درمیان تحلیل ها و تفسیرهای گوناگون وقتی داشتم به تیتر روزنامه های صبح سه شنبه نگاه می کردم یک تیتر خیلی نظرم رو جلب کرد..مجلس از خواب زمستانی بیدار شد

البته زیر تیتر این روزنامه هم عکس یک روستایی زده شده بود که در حال دمیدن به لیلبکی بود .

وقتی این روزنامه رو دیدم با همه انتقاداتی که به مجلس فعلی داشتم و دارم این سئوالات درذهنم نقش بست ..

-ایا این مجلس که از اغاز دولت تقریبا همسو با خودش در اقدامی بی سابقه به چهار وزیر پیشنهادی رییس جمهور رای نداد چون معتقد بود کارایی لازم رو ندارند خواب بود یا مجلسی که فقط به این فکر می کرد که هر وزیری که معرفی میشه باید متعلق فقط به یک یا دو جناح خاص سیاسی همسو با خودش باشه ؟

-ایا این مجلس خواب بود که امارتحقیق و تفحص ارائه شده ازکمیسیونهای مختلف اون بالاتر از همه ادوار مجلسه یا اون مجلسی که در کمیسیونهاش به جای کار تخصصی کردن جلسات تخصصی می گذاشتن که بعدا صداش در جاهایی مثل کوی دانشگاه درمی امد؟

-ایا این مجلس خواب بود که اکثرا نتیجه رای گیریهاش حتی توی لحظات پایانی هم معلوم نبوده و نیست یا مجلسی که از روزها قبل از رای گیریهای مهمش نواب رییس رای رو برای تک تک اعضای اکثریت اون مشخص می کردن ؟

-ایا این مجلس خواب بود که در اون خبرنگاران به راحتی تا سرسرای بیرونی صحن و همه کمیسیونها می روند یا مجلسی که فقط به خبرنگاران خاص اجازه تردد به دورتادور صحن و برخی کمیسیونهارو می داد؟

-ایا این مجلس خواب بود که پشت سرهم به دووزیر پیشنهادی رییس جمهور دولت نزدیک به خود برای وزارت نفت رای نداد یا مجلسی که حتی به عقیده خودش برای استیضاح وزیر پست و تلگراف و تلفن اون موقع ارزشی قائل نشد و طی نیم ساعت و به دستور نایب رییس دومش تغییر عقیده داد؟

-ایا این مجلس خواب بود که همیشه در عین نزدیکی دیدگاه با دولت سعی کرده استقلال خودش رو هم حفظ کنه یا مجلسی که در اون جلسات پشت صحنه با دولت مطبوعش در همه زمینه ها حرف اول رو می زد؟

-ایا این مجلس خواب بود که به اذعان حتی جناح اقلیتش روی سیاسی کاری را هم به خود ندیده است یا مجلسی که از به بسم الله تا نون پایانش با سیاسی کاری شکل گرفته بود و اکثریت اون هم همه منافع ملت را در همین سیاسی کاری ها می دیدند؟

 -ایا این مجلس خواب بود که در مسیر دفاع از حق هسته ای ملت حتی لحظه ای پا پس نکشید یا اون مجلسی که حتی بعضی وزیران مهم دولت مطبوعش جرات نمی کردن برخی حرفها را در کمیسیونهای اون بزنند ومعتقد بودند حرفهای مهم اونها یک ساعت هم نشده به ان سوی مرزها میرسه؟

گرچه معتقدم مجلس هفتم هم در برخی زمینه ها خواب بوده است /حتما مجلس با اکثریت اصولگرا خواب بوده است که تازه برایش اشکار شده برخی نفرات ان که اسم اصولگرایی را هم یدک می کشیدند و بعضا عناوین مهمی هم در این مجلس داشته اند فاقد صلاحیت تشخیص داده شده اند البته معتقدم بسیاری از مجلسی ها خود این مساله را نیک میدانستند و در حالی که حداقل می توانستند جلوی سمتهای مهم برخی از این افراد رادر مجلس  بگیرند خودشان را به ندیدن و ندانستن و خوابیدن زدند.

باید همیشه همه چیز را منصفانه دید و برای هر دوره جدید ازتجربیات تلخ و شیرین گذشته به درستی بهره برد ...