شنبه نهم آذروقتی به سمت مطب دکترابوی گرامی ام می رفتم تا ازوضع جسمانی اش بیشتر بدانم و برای انجام معاینات مخصوص درکنارش باشم به تنها چیزی که فکر نمی کردم عالم سیاست و سیاستمداران قدیم وجدید بود اما گویی اینجا هم باید بخشی از خاطرات سیاسی ام را مرورمی کردم و کسی را می دیدم که به هیچ وجه فکرش را نمی کردم ، کسی که درعنفوان جوانی و کارخبرنگاری ام او را سیاست ورزی دیدم کارکشته البته درجهت منافع حزبی و گروهی خودش ،و با همه احترامی که برایش قائل بوده و هستم معتقدم به سمت درستی حرکت نکردند و نمی کنند (( گرچه احساس کردم دید امروزش با قبل تفاوت هایی دارد حداقل درظاهر)).

همین طورکه با پدربزرگوار نشسته و منتظر نوبت ورود به مطب بودیم صدای اشنایی شنیدم از اتاق کناری اما اصلا توجهی نکردم ، منشی از مطب خارج شده بود زنگ زدند آمدم بروم درب را برای دومین بار بازکنم دیدم خانم چادری که  چهره اش بسیاراشنا بود آمد و درب را باز کرد با خودم گفتم .." این خانم چقدرچهره اش آشناست ".

چند دقیقه بعد درحالی که با ابوی درحال صحبت بودم دیدم پیرمردی به سمت من می آید و من را درآغوش می کشد و می گوید.."رنجبران تو اینجا چه کار می کنی ؟"

مات و مبهوت دیدم مهندس بهزاد نبوی است ،هم دیگر را درآغوش گرفتیم و احوال پدررا هم پرسید ، آن خانم چادری آشنا چهره هم همسرمحترمش بود ما سه نفرسال 82 حج عمره با هم بودیم خلاصه حال و احوال کردم با نهایت احترام و چون چند نفری در مطب نشسته بودند اهسته گفتم.."اقای مهندس تمام نشد دوران ...؟" گفت.." نه ، همچنان ادامه دارد ،الان هم مرخصی ساعتی گرفتم آمدم برای درمان و ..."

دیدم برخی درمطب خیلی نگاه می کنند ، آمد خداحافظی کند و برود، دیدم به رسم ادب باید همراهی اش کنم به ابوی گفتم..چند دقیقه ای می روم پایین و برمی گردم .

اقای نبوی گفت.." زحمت نیانداز خودت را ..."

گفتم..نه هستم خدمتتان ...

مهندس نبوی با لبخندی خاص ادامه داد.."برایت بد نشود همراه من تو را ببینند؟"

تا آمدم بگویم همه  می دانند که ....

گفت..همان جمله قدیمی مجلس ششم را می خواهی بگویی همه می دانند شما به ما ارادت داری اما با حفظ مواضع ...

خندیدم و گفتم .."بله دقیقا، البته ما درعالم سیاست و رسانه کوچکی بیش نیستیم درمقابل تجربه زمانی شما اما مواضع ما چیزدیگری است خودتان هم فرمودید .."

صحبت از مصطفی تاج زاده شد ، گفتم ..با اقای تاج زاده ارتباط دارید خبردارید هرچند وقت یکبار ازآنجا بازهم حرف های تندی به بیرون منتقل می کند و ...

بهزاد نبوی چهره اش درهم می رود و می گوید.." نه جای ما از هم جداست اما خبردارم چنین چیزهای بی خودی می گوید بهش بارها پیغام داده ام که با این حرف هایش مخالفم نباید چنین حرف های تندی زد بویژه الان که دولت جدید سرکارآمده همان طور که درنامه ای برای اقای روحانی نوشتم الان باید دو هدف داشت یکی رفع مشکلات اقتصادی مردم و دیگری سیاست خارجی ما اصلاح طلبان هم باید به جای زدن حرف های تند بی خاصیت ساکت باشیم تا فضا آرام باشد و دولت کارش را انجام دهد."  

لیدرمجلس ناآرام و ساختارشکن ششم آنچنان از دست مواضع اخیرتاج زاده عصبانی بود که خودش اینگونه ادامه داد .."اگرببینمش قطعا یک دعوای حسابی با هم خواهیم داشت او همان طور که باعث شد بدون منطق سال 84 پشت سرمعین قراربگیریم و ریاست جمهوری را دو دستی تقدیم احمدی نژاد کنیم این دفعه هم دارد کار را خراب می کند ."

گفتم..شما واقعا اعتقاد به حمایت از اقای معین نداشتید ؟

گفت.."ما می دانستیم که معین رای ندارد اما اقای تاج زاده و امثال تاج زاده ما را مجبور کردند که حمایت کنیم از من بپرسی می گویم همین اقا مصطفی تاج زاده احمدی نژاد را رییس جمهور کرد و ..."

از اقا بهزاد نبوی از وضعیتش درداخل زندان پرسیدم ابراز رضایت کرد و گفت.."بازجوها و مسئولان زندان محترمانه رفتار می کنند و مشکلی نیست البته محترمانه که می گویم همان با حفظ مواضع شان است ."

چریک پیر اصلاح طلبان بازهم قبل از خداحافظی گفت.."الان موقع سرو صدا کردن ما اصلاح طلبان نیست باید آرام باشیم و حرف بیهوده نزنیم این را به همه دوستان گفته ام به اندازه کافی آدم عاقل درمیان این راستی ها ( جناح راست سنتی) هست که حواسشان به امور باشد بویژه بعد ازرفتن احمدی نژاد.

اگربخواهم یک برداشت سطحی ، ظاهری و خوش بینانه داشته باشم باید بگویم که اقای نبوی به عنوان لیدراصلاح طلبان تندرو به این رسیده است که با تندروی کاری از پیش نمی برند و باید درچارچوب نظام و خارج از حرکات ساختارشکنانه حرکت کنند اما سوی دیگراین تحلیل سطحی ، ظاهری و خوش بینانه، نگاهی عمیق و البته بدبینانه، ناشی از عملکرد نامطلوب پانزده ساله اخیرآنها درعرصه سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی کشور وجود دارد و آن این است .."گروهی که از دوم خرداد 76 تا مجلس ششم ، از مجلس ششم تا فتنه تیر 78 و از فتنه تیر78 تا فتنه 88 همه  هویت و پیش روندگی خود را درساختارشکنی و ناآرام کردن فضای سیاسی کشورمی دیدند چطورهم اکنون، همه منافع خود را درآرام نگه داشتن فضا و دوری از التهاب می دانند؟ این بدان معنی نیست که فضای آرام سیاسی  برای کشور خوب نیست که صد البته فضای آرام سیاسی به نفع کشور است بلکه باید مراقب بود که پشت این فضای آرام سناریویی دیگر نباشد."