خوش تیپ اصولگرا

برای نخستین بار در پیوندهای روزانه ام مطلبی رو لینک کردم اونهم برای اینکه مربوط به خودم بود .

عکسی رو که ساتیار لطف کرده ودر وبلاگش گذاشته مربوط به نخستین سفر استانی رییس جمهور به خراسان جنوبیه .

فکر می کنم جمعه روز اخر سفر بود که به قائن رفتیم ودر جشن زعفران شرکت کردیم البته این صحنه خوابیدن من پیش از اغاز صحبتهای رییس جمهوردر این مراسم بود که ساتیار اون رو شکار کرد ویکسال ونیم هم من روتهدید میکردکه اون رومنتشر میکنه تا بالاخره دیروز والبته با اطلاع خودم اون رو گذاشت روی وبلاگش .

یادم نمیره چون اون سفر اولین سفر استانی بود همه ما روزاخردیگه کم اورده بودیم بویژه اینکه توی محروم ترین استان هم پاگذاشته بودیم وخیلی کمبودها رو بواقع حس کردیم.

عکس دوم هم اگر اشتباه نکنم مربوط به سفرسیستان وبلوچستان ویک هفته بعد از شهادت بچه ها بود همه در هرجایی که می رفتیم انگار بچه هاروبا خودمون حس می کردیم بویژه توی اسمون ...

نوشتن بعد از ده روز...

بالاخره بعد از ده روز امشب وقت کردم که بنویسم

هفته پیش برام هفته بسیار پرکاری بود بویژه ازچهارشنبه که داداش ((منظورم اقای روحانی نژادعزیزه که به این لقب معروفه))برای سر زدن به اقوامش وهمچنین پرکردن شیفتهای خادمی اش در حرم اقا امام رضا(ع)به مشهدرفت کارهام دوبرابرشد وباید همه برنامه های رییس جمهورروهم پوشش می دادم.

محموداحمدی نژادهم که تواین چندروز اخیر واقعا کولاک کرد برنامه پشت برنامه .

چهارشنبه وپنج شنبه حدود ساعت ۵/۱بامدادرسیدم خونه جمعه وشنبه هم ساعت ۳۰/۱۰شب خلاصه خیلی برنامه ها فشرده بود حالا می خوام چندتا حاشیه ازاین برنامه ها بنویسم ..

مصاحبه سرکاری اعضای هیات دولت :

چهارشنبه صبح تارسیدم به ما اعلام شد که ریاست جمهوری ۳۰/۸صبح فکس کرده که رییس جمهور واعضای هیات دولت ساعت ۳۰/۱۰اولین مصاحبه شون روهمون طور که وعده داده بودن بعدازجلسه دولت انجام میدن من وخانم کوه خضری ومصطفی قمری وفا هم بلافاصله عازم برنامه شدیم وحدود45/9رسیدیم ریاست جمهوری به ما گفتن ساعت 11ما روبه حیاط دولت میبرن حدود یک ربع به یازده از محوطه ساختمون سفید حرکت کردیم ویکدفعه بین راه رییس جمهور رودیدیم:

احمدی نژاد..شما اینجا چه کار می کنید؟

خبرنگاران ..اومدیم برای مصاحبه با شما واعضای دولت .

احمدی نژاد..من مصاحبه دارم ؟

خبرنگاران ..اره اقای دکتربه ما اینطور اعلام کردن .

احمدی نژاد ..حالا فعلابرین به وزرابرسین چون دارن میرن بعد بیاد این طرف با من مصاحبه کنید.

سریع رفتیم داخل حیاط دولت اما فقط مصاحبه با سه وزیر رو دشت کردیم پورمحمدی /طهماسبی ورحمتی بقیه اکثرا رفته بودند .بعد هم رفتیم اون طرف وبا رییس جمهور حدود یکساعت مصاحبه کردیم برخی از بچه ها می گفتن دکتر سر کار گذاشته اما احمدی نژادالحق به حرفش عمل کرد.

یک روز واین همه برنامه :

احمدی نژادچهارشنبه صبح دولت رواداره کردبعد حدود یک ساعت با ما مصاحبه کرد بعد با صادر کنندگان دیدار کرد اخر شب هم تا حدود دقایق اغازین بامداد پنج شنبه برای تجلیل از ورزشکاران وقت گذاشت در واقع اینها همه توی یک روز برگزارشد اونهم روزی که در اون مقام معظم رهبری هم برنامه داشتند وبنابراین طبیعی بود که حجم کمتری از برنامه های رییس جمهور نوبت پخش بهشون برسه حالا من برنامه سخنگو رو در بین این چند برنامه نیاوردم .

ازخستگی رییس جمهور بگذریم که اصلا خسته نمیشه اما ایا برنامه ریزان نباید به فکر پوشش خوب این برنامه ها هم باشند وبادقت بیشتری تنظیم برنامه کنند؟

احمدی نژادو57اقتصاددان :

اونهایی که برای احمدی نژادنامه انتقادی نوشتن وفکر می کردن که گوش شنوایی برای شنیدن حرفهاشون وجود نداره واحتمالا حتی با اونها برخورد میشه برای نخستین بار در 18سال اخیر دستگاه اجرایی تحویلشون گرفت وپنج شنبه ساعت 5/4بعد از ظهر به سالن شهید بهشتی نهاد اومدن.

وقتی بعد از جلسه با اونها صحبت می کردم خودشون می گفتن این کار دولت بی سابقه است ((ظاهرا یکبار برای دولت اقای هاشمی ویکبار هم برای دولت اقای خاتمی نامه نوشته بودن اما ازشون دعوتی نشده بود)).

الحق جلسه یا بهتر بگم مناظره نفس گیری بود وبرای نخستین بار دیدم که احمدی نژادچقدر قشنگ به انتقادات مخالفان برخی ازسیاستهاش گوش میده البته بدلیل این که حضور خبرنگار در این جلسه ممنوع بود از روی کنجکاوی فقط بخشهایی ازاین جلسه رونظاره گر بودم.

احمدی نژاددرعین حال که خوب گوش می داد سعی کرد مهمانواز خوبی هم باشه بین دوقسمت جلسه به شیبانی گفت..

اقاجون کسی با اینها رفته برای نماز تا تنها نباشن حواستون جمع باشه یک وقت احساس ناراحتی نکنند.

بعد ازپایان جلسه هم به قول اقای جهرمی احمدی نژادبه وزراش دستورداد تاحتما برای شام در جمع میهمانان حضور داشته باشند.

احسنت اقای دکتر کاری روکه برخی ها مدعی انجام اون بودن یعنی ازادی بیان وگوش شنوا داشتن رو خیلی خوب عملی کردی امیدوارم همانطور که گفتی نکات مثبت این جلسه روهم در حرکت مردمی خودت به کاربگیری...    

 

 

ماجراهای من وکامران وحمید...

 

یکشنبه هفته پیش وبعدازسهمیه بندی بنزین اقا کامران نجف زاده به من وحمید امامی پیشنهاد داد که چون مسیر خونه هامون به هم نزدیکه هرروز یکی از ما سه نفر ماشین بیاره ودونفر دیگه رو هم برسونه .

من وحمیدهم استقبال کردیم وقرارشدازدوشنبه این طرح رو اجرا کنیم کامران هم گفت..اولین روزمن ماشین میارم .

دوشنبه صبح منتظر شدم قراربوداقا کامران ساعت 7:45بیاداما حدود 8رسید قبلش حمید روسوار کرده بود وسه تا بسته پسته هم گرفته بود تا مثلا تو ماشین سرگرم بشیم گرچه اینقدرحرف برای گفتن داشتیم وگفتیم وخندیدیم که کمتر نوبت به پسته ها رسید .

اقا کامی ما همونطورکه درمصاحبه هاش گفته سرعت روخیلی دوست داره ومن هم چند بار رانندگی این اقا روتجربه کردم وتانزدیکیهای سکته هم پیش رفتم اما دوشنبه به اضافه این خصلت همیشگی کامران تاخیر هم باعث شده بود تا رفیقمون سرعتش روبیشتر ازهمیشه افزایش بده من وحمید هم یکسره میگفتیم ..کامران جان یواش تراگه به ما رحم نمی کنی به کیان رحم کن ...

خلاصه رسیدیم به تقاطع چمران وسئول که کامران باهمون سرعت حدود صدتا  پیچید توی سئول اونهم توی لاین مخالف جنوب به شمال .

من گفتم ..داداش این لاین قبلا بسته بود الان بسته نیست ها ماشین میاد...

کامران هم با لحنی که حکایت از شوخی داشت گفت ..نه داداش میریم الان ...

توهمین گیروداربود که یکدفعه دوتا ماشین که بیچاره ها داشتن مسیر خودشون رومی امدند روبرومون سبز شدن اونهم با چه سرعتی ما هم همین طور داشتیم می رفتیم ...

بنده خدا دلم به حال حمید سوخت که جلونشسته بود حمید انگار اول باورش نمی شد اما یکدفعه کپ کردودستش رو ناخوداگاه گذاشت روشیشه جلو فقط دیدم میگه اه اه ....یاابوالفضل...

خودم هم اینقدر جاخورده بودم که نمی دونستم چی کار کنم اما وقتی کارهای کامران رو می دیدم فقط باید می خندیدم چاره دیگه ای نداشتم .

 

کامران اول یه ترمززد که صداش توی تموم بزرگراه پیچیدبعدش هم نفهمیدم که چه جوری ازبین دوتا ماشین رد شداما فهمیدم که اون دوتا راننده اونقدر ترسیدن که بعد ازماجرا همون وسط بزرگراه نگه داشتن حالا این طرف ژست کامران دیدنی بود با اینکه اونهم ترسیده بود اما کلی هم حال کرده بودکه ماجرا بخیر گذشته وناخوداگاه دستش رو اور بالا وبرای اون دوتا راننده دست تکون داد وبعدش هم با همون سرعت رفت به سمت سازمان من وحمید هم که خیلی کپ کرده بودیم گفتیم..بابا تو دیگه کی هستی کامران ؟

 

احتمالا ما سه نفر بازهم ماجراهایی داشته باشیم که اگر شد می نویسم...

سوم تیر تاکیدی دیگر برغیرقابل پیش بینی بودن ملت ایران(2وپایانی)

پنج شنبه دوم تیر۸۴مشغول کارهای معمولی خودمون از قبیل دادن ارتباط مستقیم با بخشهای مختلف خبری وفراهم کردن مقدمات کارهای مهم فردای این روز بودیم که یکدفعه متوجه شدم مهدی کوچک زاده وسعید ابوطالب نمایندگان مردم تهران در مجلس وارد ستاد انتخابات شدند واز اونجا که از اغاز مجلس هفتم به بعد با هم خیلی صمیمی شده بودیم هردوبلافاصله به سمت من اومدند وباهم خوش وبش کردیم وگپی زدیم /از همون لحظه اول متوجه شدم که جناب مدیرکل روابط عمومی اسبق وزارت کشور خیلی عصبانی مارو زیر نظر داره ومنتظره تابه اصطلاح یه گیری به مابده.

به محض اینکه کوچک زاده وابوطالب از میز مادور شدن وبعدهم بیرون رفتن حضرت اقا به من گیر داد که چرا اونها رو دعوت کردی ؟رییس شاخه جوانان ستاد انتخاباتی ....که نمی دونم چرادل پری ازما داشت سرمادادوفریاد کردوگفت..مگه اینجا بی دروپیکر که هرکسی رو میارید ؟البته منم کم نیاوردم وگفتم..اولا اینها رو که میگی نماینده مردمند وهرکسی نیستند ومی تونند هر لحظه که اراده کنند هرجا برن دوما اصلا من اونها رو دعوت نکردم که داری شلوغش می کنی به من هیچ ربطی نداره.

درضمن چطورمیشه که نمایندگان مردم نمی تونند بیان توی ستاد اما دوتاخبرنگارازخبرگزاریهای خارجی که موضع منفی اونها نسبت به نظام کاملا روشنه می تونند ساعت دونصفه شب وموقع شمارش ارا به راحتی ساپورت بشن و بیان داخل ستاد ؟ 

بالاخره هرطوربود این کشمکش تموم شد وحضرت مدیرکل هم ساکت.

سوم تیر از صبح درگیر یکی از فشرده ترین فعالیتهای خبریمون بودیم ولحظه به لحظه حال وهوای پرشورانتخابات رو گزارش می کردیم جمعیت که لحظه به لحظه بیشترمی شد ما هم بیشتروبیشتر شارژمی شدیم واقعا این مردم بی نظیرند گاهی وقتی می خواستم از ستاد ارتباط بدم وقبل از ارتباط من صفهای طویل مردم پای صندوقها نشون داده می شد اشک توی چشمهام جمع می شد وبغض زیرگلوم رو می گرفت/ تو دلم می گفتم .."خدایا ایا اون کسی که انتخاب میشه می دونه چه مسئولیتی در قبال این مردم شریف داره؟"

ساعت ۹ شب بود که اقای محسن هاشمی رفسنجانی که الحق شخصیت قابل احترامی بویژه درمقایسه بابرادران وخواهرانش داره به ستاد اومد ودر جمع خبرنگاران درگپی کوتاه پیش بینی کرد که اقای هاشمی ۶۰ به ۴۰ پیشه البته حدود یک ساعت ونیم بعد عطریانفر از دیگر حامیان اقای هاشمی این احتمال رو به ۵۵به ۴۵ کاهش داد اما با قاطعیتی خاص از پیروزی کاندیدای مورنظرش سخن گفت.

ساعت ۲۳ اخرین مهلت رای دادن اعلام شد واز این ساعت به بعد حامیان دونامزد یک بیک بداخل پاویون ستاد می رفتند /محسن هاشمی /مرعشی /عطریانفر/علی خاتمی وبسیاری دیگه که الان دقیقا به خاطر ندارم لحظه به لحظه امار رای ها رو پیگیری می کردند واز اون طرف هم چمران /ابوطالب/خوش چهره وخانم الیا /رهبر وشایق اومده بودند .

یادم هست که حدود ساعت یک ابوطالب اماری رو از اذربایجان شرقی یا غربی اورد که نشون می داد احمدی نژاد ۳ به ۱یا ۴به ۱ جلوست و بعدش هم شهرستانهای استانهای شمالی اعلام شد که همگی همین حدود رونشون می دادن والبته برخی از شهرستانها هم به ۲به ۱ رسید.

حدود ساعت سه بامدادبود که طرفداران اقای هاشمی رفسنجانی تقریبا ستاد انتخابات کشور رو ترک کردند وبه ظاهر پذیرفتند که ملت فرد دیگری رو جز کاندیدای مورد نظر اونها برگزیده تا حرکت جدیدی رو اغاز کنه.

 چه بسیار مردم عادی که به من زنگ می زدندوتا نتیجه را می شنیدند خداراشکر می کردند ومی گریستندو برخی ها هم از نتیجه ارا متعجب وبهت زده بودند ومی گفتند..واقعا ملت غیرقابل پیش بینی داریم! 

بگذریم... حالااینجا می خواهم دو سئوال اساسی روهم مطرح کنم..

۱-تیتراول روزنامه شرق ۴تیر۸۴چه بود وچرا وچگونه مسئولان این روزنامه  ان را عوض کردند؟

۲-رازپیام مدبرانه رهبرمعظم انقلاب اسلامی که درنخستین ساعات بامداد شنبه ۴تیر ۸۴ صادر کردند چه بود؟  

ودرپایان ..

روز شنبه۴تیر۸۴ که برخی خبرنگاران وادمهای سیاسی باکنایه به من وامثال من تبریک پیروزی احمدی نژاد رو می گفتند این جواب رو به اونهادادم والان هم همین رو میگم..

"این تبریک رو باید بعد از چهارسال به احمدی نژاد وحامیانش گفت اونهم به شرطی که رضایت مردم رو جلب کرده ودر این مدت به معنای واقعی خادم ملت بوده باشند!"

باید منتظر بود...

 

سوم تیر تاکیدی دیگر برغیرقابل پیش بینی بودن ملت ایران(1)

در چند روزگذشته نتوانستم هیچ مطلبی درباره واقعه مهم سوم تیر وانتخاب محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری بنویسم چون با راهنمایی وزحمات یکی از اساتیدم در واحد مرکزی خبروجمعی دیگر از همکاران پرتلاشم درحال تهیه گزارشی سنگین درباره عملکرد دوساله دولت وشخص احمدی نژاد وهمچنین نظرات وانتقادات مردم در این زمینه بودیم .

حالا یک روز پس از سالگرد این واقعه مهم فرصتی هست تا مطالبی چند را درباره مرحله اول ودوم انتخابات نهم ریاست جمهوری بیان کنم.

۲۷خردادوسوم تیر۸۴ یعنی دوروز برگزاری مراحل اول ودوم انتخابات در ستاد انتخابات کشور حضورداشتم ومطمئنا خاطرات زیادی از ان ایام دارم که ازبیان همه انها معذورم فقط می توانم در مجموع این را بگویم که خیلی ها با وجود داشتن سمت در این ستاد ولزوم بی طرفی با همه وجود تلاش کردند تا احمدی نژاد در مرحله اول بالا نیایدودر مرحله دوم هم انتخاب نشود وهمه این تلاشها راهم به چشم خوددیدم والبته دست قدرت خداراهم که از استین ملت بیرون امد به چشم دیدم وحس کردم /حس ان کسانی راکه فقط به دنبال قدرتندودر عین حال دیدم وباورکردم که همه اینها گذراست وپستها ماندنی نیست وفقط نامها بواسطه خدمت صادقانه به مردم ماندگار می شود.

شنبه ۲۸خرداد۸۴بااینکه حدود ساعت چهار/ پنج بعدازظهر تقریبا نتایج نهایی وبالا امدن احمدی نژاد درمیان دونفراول قطعی شده بود وزارت کشور نتایج قطعی تهران واصفهان را نگه داشته بود واعلام نمی کرد/ دو استانی که احمدی نژاد درانها با فاصله زیادی ازرقیبانش اول شده بود.

میخواستم برای خبرساعت ۱۸:۳۰شبکه تهران ارتباط مستقیم بدم وجدیدترین نتایج را اعلام کنم حدود ساعت ۱۸هم بالاخره امار اصفهان اضافه شد وفاصله احمدی نژاد وکروبی به حداقل رسیداما با وجود اماده بودن امار قطعی تهران ان را اعلام نمی کردند تااحمدی نژاد همچنان سوم بماند.

چند دقیقه بعد نیمی از امار تهران را در اختیار ما قرار داداند که براساس ان احمدی نژاد با فاصله ای زیاد اول بود واگر این مقدار را به امار قبلی اضافه می کردیم احمدی نژاد در جدول اصلی به رده دوم صعود می کردومن هم همین کار را انجام دادم تا نتیجه ای جدید را در خبرشبکه تهران به اطلاع مردم برسانم اما مدیرکل روابط عمومی وسخنگوی ان زمان وزارت کشور که رییس شاخه جوانان ستاد انتخاباتی یکی از کاندیداها هم بود این مسئله رو فهمید وبا رفتاری سوال برانگیز من رو اینگونه تهدید کرد:

"اگر بخواهی این امارروجلوی دوربین بخونی همان لحظه می پرم جلوی دوربین وارتباط رو قطع می کنم حواست روجمع کن تا امارنهایی تهران روندادیم حق نداری این کارروبکنی و برای خودت جمع بزنی ."

ما هم برای اینکه با نمایش چنین صحنه ای نگرانی برای مردم بوجود نیاید وبه قول معروف برای حفظ منافع ملی صبر کردیم واین کار رو به تعویق انداختیم اما ساعت هشت شب ودر ارتباط تلفنی با برنامه زنده تهران بیست شبکه تهران این امار رو جمع زدم واعلام کردم همچنین به مردم هم گفتم که حدود چهار ساعته که امار نهایی انتخابات حاضره ومعلوم نیست به چه دلایلی اون رو در اختیار ما قرار نمی دن.

نیم ساعت بعد اسماعیل فلاح ((خبرنگار کنونی صداوسیمادر لندن ))هم با ۲۰:۳۰ ارتباط رفت وهمین مسئله رو به صراحت اعلام کرد وگفت..براساس اماری که در اختیار ماست نتایج مشخص است واقایان هاشمی رفسنجانی واحمدی نژاد به مرحله دوم راه یافته اند اما به ما اجازه نمی دهند ان را به صورت رسمی اعلام کنیم.

وپس ازاین بالاخره وزیر کشور وقت پنج دقیقه مانده به ساعت ۲۱ نتایج نهایی را روی میز ما گذاشت ودر واقع مجبور شدند واقعیت رو بپذیرند.

راستی یک مطلب مهم داشت یادم می رفت پیش از ظهر همین روز بود که حسین کروبی وعبدالوند ((نماینده سابق مجلس))به عنوان نمایندگان اقای کروبی به ستادانتخابات کشور اومدند. تا اون لحظه اقای کروبی دوم بود ومن به رسم ادب به هردوی اونها تبریک گفتم اما حسین اقای کروبی به من گفت :"حاج اقا اوضاع خوبی در اصفهان وتهران نداره وبه احتمال زیاد سوم میشه."

عبدالوند هم که از مجلس ششم با هم اشنا وتقریبا صمیمی بودیم چند تا بد وبیراه نثار مشارکتی ها وسازمان مجاهدینی ها کرد وگفت:"رنجبران به خدا اگر اینها تک نمی پریدند اومده بودیم بالا/ هم خودشون روبیچاره کردن وهم مارو."

اتفاقا برای خود اقای کروبی عزیز هم این رو تعریف کردم گفتم :"با این اوصاف وقتی صحبتهای شمارو درباره خواب اصحاب کهف شنیدم هم تعجب کردم وهم ناراحت شدم."

در پایان این قسمت هم یک سوال داشتم ..چه کسی وبا چه هدفی ساعت ۲بامداد ۲۸خرداد خبرنگاران رویترز وفرانس پرس رو افیش کرد تا به ستاد انتخابات کشور بیان وچند ساعت در خبرهاشون نامی از احمدی نژاد نبرند ؟!

ادامه دارد....