ماجرای سرباز امریکایی و احمدی نژاد ...
اون می خواسته روز سفر احمدی نژاد به بغداد سر کارش حاضر باشه اما تغییر نوبت کاریش جور نمیشده و درعین حال شک مسئولان این شرکت و نیروهای ایرانی و عراقی حاضر رو هم با این کار برمی انگیزه برای همین همه تلاش میکنند ملیت این عضو شرکت و مشخصات او رو دقیقا بفهمند و درنهایت هم متوجه میشن که او یک سرباز امریکایی که برای شرکت گلوبال کار می کنه .
این بنده خدایی که برای من ماجرا رو تعریف می کرد می گفت..اول یه مقداری نگران شدیم اما بعدش که با اون صحبت شد فهمیدن که خیلی مشتاق رییس جمهور ایران رو حتی برای یک لحظه کوتاه هم که شده از نزدیک ببینه .
این سرباز امریکایی گفته ..می خوام ببینم این احمدی نژاد که دنیا رو متوجه خودش کرده از نزدیک چه جوریه ؟
خلاصه تغییر نوبت کاری این امریکایی هم انجام میشه تا به خواسته اش برسه ...
رییس جمهورهم وقتی از این ماجرا مطلع میشه لبخندی میزنه و میگه ..اینها هم اگه بتونند اونچه توی قلبشون میگذره رو اظهار بکننددر عمل نشون میدن که به ماهاعلاقمندند ! ((نقل به مضمون))
همیشه در فکر این بودم که برخی اتفاقات حرفه ای ونظرات خود را که نمی توان هر جا و به هر صورت بیان کرد به شرطی که در خدمت منافع ملی باشد بیان کنم واین فرصت با راه اندازی وبلاگ شخصی ام فراهم شده است .