X
تبلیغات
اتاق شیشه ای یک خبرنگار
يادداشت هاي محمد حسين رنجبران
شنبه نهم آذروقتی به سمت مطب دکترابوی گرامی ام می رفتم تا ازوضع جسمانی اش بیشتر بدانم و برای انجام معاینات مخصوص درکنارش باشم به تنها چیزی که فکر نمی کردم عالم سیاست و سیاستمداران قدیم وجدید بود اما گویی اینجا هم باید بخشی از خاطرات سیاسی ام را مرورمی کردم و کسی را می دیدم که به هیچ وجه فکرش را نمی کردم ، کسی که درعنفوان جوانی و کارخبرنگاری ام او را سیاست ورزی دیدم کارکشته البته درجهت منافع حزبی و گروهی خودش ،و با همه احترامی که برایش قائل بوده و هستم معتقدم به سمت درستی حرکت نکردند و نمی کنند (( گرچه احساس کردم دید امروزش با قبل تفاوت هایی دارد حداقل درظاهر)).

همین طورکه با پدربزرگوار نشسته و منتظر نوبت ورود به مطب بودیم صدای اشنایی شنیدم از اتاق کناری اما اصلا توجهی نکردم ، منشی از مطب خارج شده بود زنگ زدند آمدم بروم درب را برای دومین بار بازکنم دیدم خانم چادری که  چهره اش بسیاراشنا بود آمد و درب را باز کرد با خودم گفتم .." این خانم چقدرچهره اش آشناست ".

چند دقیقه بعد درحالی که با ابوی درحال صحبت بودم دیدم پیرمردی به سمت من می آید و من را درآغوش می کشد و می گوید.."رنجبران تو اینجا چه کار می کنی ؟"

مات و مبهوت دیدم مهندس بهزاد نبوی است ،هم دیگر را درآغوش گرفتیم و احوال پدررا هم پرسید ، آن خانم چادری آشنا چهره هم همسرمحترمش بود ما سه نفرسال 82 حج عمره با هم بودیم خلاصه حال و احوال کردم با نهایت احترام و چون چند نفری در مطب نشسته بودند اهسته گفتم.."اقای مهندس تمام نشد دوران ...؟" گفت.." نه ، همچنان ادامه دارد ،الان هم مرخصی ساعتی گرفتم آمدم برای درمان و ..."

دیدم برخی درمطب خیلی نگاه می کنند ، آمد خداحافظی کند و برود، دیدم به رسم ادب باید همراهی اش کنم به ابوی گفتم..چند دقیقه ای می روم پایین و برمی گردم .

اقای نبوی گفت.." زحمت نیانداز خودت را ..."

گفتم..نه هستم خدمتتان ...

مهندس نبوی با لبخندی خاص ادامه داد.."برایت بد نشود همراه من تو را ببینند؟"

تا آمدم بگویم همه  می دانند که ....

گفت..همان جمله قدیمی مجلس ششم را می خواهی بگویی همه می دانند شما به ما ارادت داری اما با حفظ مواضع ...

خندیدم و گفتم .."بله دقیقا، البته ما درعالم سیاست و رسانه کوچکی بیش نیستیم درمقابل تجربه زمانی شما اما مواضع ما چیزدیگری است خودتان هم فرمودید .."

صحبت از مصطفی تاج زاده شد ، گفتم ..با اقای تاج زاده ارتباط دارید خبردارید هرچند وقت یکبار ازآنجا بازهم حرف های تندی به بیرون منتقل می کند و ...

بهزاد نبوی چهره اش درهم می رود و می گوید.." نه جای ما از هم جداست اما خبردارم چنین چیزهای بی خودی می گوید بهش بارها پیغام داده ام که با این حرف هایش مخالفم نباید چنین حرف های تندی زد بویژه الان که دولت جدید سرکارآمده همان طور که درنامه ای برای اقای روحانی نوشتم الان باید دو هدف داشت یکی رفع مشکلات اقتصادی مردم و دیگری سیاست خارجی ما اصلاح طلبان هم باید به جای زدن حرف های تند بی خاصیت ساکت باشیم تا فضا آرام باشد و دولت کارش را انجام دهد."  

لیدرمجلس ناآرام و ساختارشکن ششم آنچنان از دست مواضع اخیرتاج زاده عصبانی بود که خودش اینگونه ادامه داد .."اگرببینمش قطعا یک دعوای حسابی با هم خواهیم داشت او همان طور که باعث شد بدون منطق سال 84 پشت سرمعین قراربگیریم و ریاست جمهوری را دو دستی تقدیم احمدی نژاد کنیم این دفعه هم دارد کار را خراب می کند ."

گفتم..شما واقعا اعتقاد به حمایت از اقای معین نداشتید ؟

گفت.."ما می دانستیم که معین رای ندارد اما اقای تاج زاده و امثال تاج زاده ما را مجبور کردند که حمایت کنیم از من بپرسی می گویم همین اقا مصطفی تاج زاده احمدی نژاد را رییس جمهور کرد و ..."

از اقا بهزاد نبوی از وضعیتش درداخل زندان پرسیدم ابراز رضایت کرد و گفت.."بازجوها و مسئولان زندان محترمانه رفتار می کنند و مشکلی نیست البته محترمانه که می گویم همان با حفظ مواضع شان است ."

چریک پیر اصلاح طلبان بازهم قبل از خداحافظی گفت.."الان موقع سرو صدا کردن ما اصلاح طلبان نیست باید آرام باشیم و حرف بیهوده نزنیم این را به همه دوستان گفته ام به اندازه کافی آدم عاقل درمیان این راستی ها ( جناح راست سنتی) هست که حواسشان به امور باشد بویژه بعد ازرفتن احمدی نژاد.

اگربخواهم یک برداشت سطحی ، ظاهری و خوش بینانه داشته باشم باید بگویم که اقای نبوی به عنوان لیدراصلاح طلبان تندرو به این رسیده است که با تندروی کاری از پیش نمی برند و باید درچارچوب نظام و خارج از حرکات ساختارشکنانه حرکت کنند اما سوی دیگراین تحلیل سطحی ، ظاهری و خوش بینانه، نگاهی عمیق و البته بدبینانه، ناشی از عملکرد نامطلوب پانزده ساله اخیرآنها درعرصه سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی کشور وجود دارد و آن این است .."گروهی که از دوم خرداد 76 تا مجلس ششم ، از مجلس ششم تا فتنه تیر 78 و از فتنه تیر78 تا فتنه 88 همه  هویت و پیش روندگی خود را درساختارشکنی و ناآرام کردن فضای سیاسی کشورمی دیدند چطورهم اکنون، همه منافع خود را درآرام نگه داشتن فضا و دوری از التهاب می دانند؟ این بدان معنی نیست که فضای آرام سیاسی  برای کشور خوب نیست که صد البته فضای آرام سیاسی به نفع کشور است بلکه باید مراقب بود که پشت این فضای آرام سناریویی دیگر نباشد."
+ نوشته شده در  دوشنبه 1392/09/11ساعت 17:43  توسط محمدحسين رنجبران  | 

پنج شنبه ۱۸ خرداد به خاطر اینکه عزیزان گروه ورزش شبکه سه درحال زدن دکور ویژه جام ملتهای اروپا دراستودیو ۱۴ سیما بودند مجبورشدیم به استودیو ۱۱ یعنی استودیوی ویژه برنامه نود که البته دکورش جمع شده است نقل مکان کنیم  کارسختی که حسن حیدری عزیز زحمتکش شناخته شده سیما انجام داد.محوریت بحث ما سخنان رهبرمعظم انقلاب درحرم امام درخصوص عدالت و پیشرفت بود اما  چون دو میهمان مجلس نهمی داشتیم حیفم امد مطلب بسیارمهم ردیف مخصوص بودجه مجلس در قانون بودجه ۹۱ رو مطرح نکنم ردیفی که دراون بنا بر اخبارموثق رسیده ( والبته تاییدضمنی اقای محجوب دربرنامه ) دویست میلیارد تومان برای کارهای عمرانی مجلس اختصاص داده و ۱۳۵ میلیارد تومان هم برای دفاتر نمایندگان ( یعنی به ازای هر نماینده ۴۵۰ میلیون تومان ) اقای محجوب میگفت بیشتر این مبلغ صرف ودیعه مسکن نمایندگان میشه اما خودش هم معتقد بود رقم رقم خیلی زیادی است و یکی از مصداق های فاصله بین مسئولان و مردم .

علیرضا محجوب اصلاح طلب که برای اومدن به برنامه ما هم طبق عادت همیشگی خودش با اتوبوس اومده بود حتی از تعویض ساختمان مجلس هم  انتقاد داشت و این حرکت رو باعث ایجاد فاصله مجلس و نمایندگان با مردم توصیف میکرد.

مهرداد بذرپاش هم درتایید صحبتهای اقای محجوب به عنوان یکی از نسل سومی های معدود مجلس قول داد با جوانهای مجلس موضوع رو پیگیری کنه و حداقل تلاش بکنه  رقم هرنماینده رو بیاره پایین.

"من پیشنهادم این بود با توجه به اینکه حضرت اقا میگویند زندگی مسئولان  باید از سطح متوسط مردم هم  پایین تر باشه بهتره  نماینده ها به جای ۴۵۰ میلیون تومان  که پول ودیعه مسکن دربهترین نقاط شمال شهر تهرانه/ نه در پایین شهر بلکه با یک چهارم این مبلغ دروسط های شهر یعنی  همون نزدیکی های مجلس خونه بگیرند تا هم به محل خدمتشون نزدیک باشند هم به متوسط مردم نزدیک تر بشوند به عنوان یک نسل سومی به بذرپاش  نسل سومی و دوستانش پیشنهاد دادم  فراکسیونی با نام نسل  سوم درست کنند و طرح اصلاح این ردیف خاص رو به مجلس ارائه کنند البته اقا مهرداد هم قول داد پیگیری کنه ..."

بگذریم فکر می کنم  حدود یک ربع اول بحث ما این موضوع بود موضوعی که به جرات می توانم بگویم درهیچ یک از برنامه های رسانه ملی به اون پرداخته نشده بود و الحمدالله  خدا توفیق داد و به اون پرداختیم اما یک اتفاق جالب افتاد..

"بعد از پایان برنامه که ازاستودیو بیرون اومدم دیدم  محمدرضا ماندگاران تهیه کننده خیلی کلافه  است گفتم چی شده گفت.. هیچی بابا یک ربعه داشتم با اقای دادکان صحبت می کردم / گفتم ..کدوم دادکان ؟ گفت.. رییس سابق فدراسیون فوتبال ... تعجب کردم و گفتم.. ایشون رو با ما  چه کار؟! 

گفت.. داشته برنامه مارو می دیده ازاون قسمت حقوق نمایندگان خیلی خوشش اومده بود اما ناراحت شده بود که چرا تو بیشتر موضوع رو باز نکردی برای همین کلی  با من داشت بحث می کرد که چرا بیشتر ازاین ادامه ندادید؟ تلفن استودیوی ۹۰ رو داشت امشب که ما اینجا بودیم شانسش گرفت و با این  شماره  به برنامه ما وصل شد...

گفتم..بهش می گفتی اقای دادکان عزیز! اینجا دیروز امروز فرداست و یک برنامه سیاسی که تا یه چیزی می گیم به یکی از حضرات بر میخوره! همین مقدارش هم که گفتیم من از عواقبش نگرانم گرچه ما با توجه به صحبت های حضرت اقا وظیفه مون رو انجام میدیم اما وجود فشار بیرونی بر سازمان رو که نمی شه کتمان کرد گفتم  به محمد دادکان بزرگوار بگو بابا اینجا نود نیست که هم عرصه ورزشی باشه و هم  میدان نقدهای تند عادل جان بیشتر ...

+ نوشته شده در  جمعه 1391/03/19ساعت 19:48  توسط محمدحسين رنجبران  | 

بخش هاي اصلي برنامه پنج شنبه "ديروز،امروز،فردا" دررسانه هاي مختلف انعكاس داده شد اما از برخي قسمت هاي ان نيز شايد بعلت شب انتخاباتي بودن برنامه غفلت شده كه بد نديدم دراينجا به انها اشاره كنم.

يكي از مواردي كه دكتر ميركاظمي وزيرنفت سابق دولت دهم درخلال انتقاد از ناقص اجرا شدن گام اول هدفمندي يارانه ها به ان صراحتا اشاره كرد غيبتش دردو ماه اخر جلسات هدفمندي يارانه ها در دولت درسال 89 و پيش از اجراي قانون هدفمندي بود.

ميركاظمي با بيان اينكه بدون حساب و كتاب و راهبرد مشخصي مبالغ زيادي را از وزارت نفت به جاهاي ديگر تخصيص مي دادند گفت..به همين علت و به خاطر نپخته بودن تصميمات دراين زمينه دو ماه اخر اين جلسات را در سال 89 نرفتم چون واقعا تصميمات دقيق نبود.

وزيرسابق نفت و بازرگاني يكي ازعلل اصلي گراني ها و تورم اخيررا هم مسكن مهر مي داند و مي افزايد..به علت اينكه بانكها خارج از ضوابط و بيش از سقف تعيين شده شان براي مسكن مهر تسهيلات مي پردازند همين مبالغ پرداختي باعث تورم مي شود و به بخشهاي ديگراقتصادي فشارمي اورد ، به جرات مي توانم بگويم بيست تا سي درصد تورم موجود براي همين مسكن مهر است.

دكتر ميركاظمي با بيان اينكه بارها درجلسات دولت يا به صورت خصوصي به رييس جمهور اين نكته را گوشزد كرده ام گفت.. البته پاسخ به ما فقط با لبخند بود و اين جمله .."مي دانم!"

نماينده مردم تهران درمجلس نهم به غيركارشناسي بودن برخي از طرح هاي مسكن مهر هم اشاره مي كند و مي گويد..شنيده ام برخي از واحدهاي ساخته شده دراين طرح بزرگ كه البته كم هم نيستند به خاطر نبود اب،برق ،گاز و تلفن روي دست سازندگان مانده اند!

از او پرسيدم .."يعني حداقل قبل از ساخت براي انها اب ، برق ، گاز و تلفن پيش بيني نكرده بودند يا لااقل نرفتند جايي بسازند تا كم كم فقط اب را داشته باشد ؟"

ميركاظمي گفت..قطعا اين كاررا نكرده بودند كه الان روي دست شان مانده است !

وزيرسابق نفت با انتقاد از اجراي گام اول هدفمندي يارانه ها افزود..قطعا تصويب اين قانون مهم گام بسياربزرگي بود و درست اجرا كردن ان مزاياي بسياري دارد اما به جرات مي توانم بگويم كه اصلا گام اول اجرا نشده است و مانده ام كه چگونه مي خواهند بروند گام دوم را اجرا كنند .   

+ نوشته شده در  شنبه 1391/02/16ساعت 12:21  توسط محمدحسين رنجبران  | 

برنامه این هفته الحمدالله برنامه نسبتا قابل قبولی درامد بویژه با امدن محمد رضا تابش خواهرزاده سید محمد خاتمی و لهجه زیبای یزدی و صراحت کلامش و البته متانت و تحلیل های منطقی جناب اقای فرهنگی اما کل برنامه و صحبتهای رد و بدل شده دراون و اومدن اقای تابش برای نخستین بار به تلویزیون یک طرف و این چند سطری که ازوصیت نامه شهید شوشتری دراخر برنامه خواندم یک طرف/ کلام زیبای این شهید بزرگوار بدجوری به من و بروبچه های "دیروز امروز فردا " چسبید و البته مهمانان ما هم خیلی لذت بردند دیدم درهیچ کدام از خبرها این عبارات نیامده گفتم خوبه این چند سطر رو اینجا بگذارم انشاالله که درس بگیریم..

"دیروز از هرچه بود گذشتیم  امروز ازهرچه بودیم گذشتیم!انجا پشت خاکریز بودیم و اینجا درپناه میز!دیروز دنبال گمنامی بودیم و امروز مواظبیم ناممان  گم نشود! جبهه بوی ایمان می داد و امروز ایمانمان بومی دهد انجا درب اتاقمان می نوشتیم یا حسین فرماندهی از ان توست الان می نویسیم بدون هماهنگی وارد نشوید ! " 

شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات !

+ نوشته شده در  جمعه 1391/02/01ساعت 23:26  توسط محمدحسين رنجبران  | 

سال ۹۱ شروع شد سالی که برای ما نسل سومی ها حال و هوایی دیگر دارد سالی که در اون خیلی بیشتر از سالیان قبل باید به دنبال خودسازی و تلاش برای مردم عزیزمون باشیم و بدونیم که بارسنگینی بدوش ماست باری که برای به سرانجام رسوندنش باید خیلی خیلی تلاش کنیم تا علاوه برمردم/ دل عزیزترین مردم و خودمون/ یعنی رهبری عزیز و بزرگوارمون رو شاد کنیم. شاید بپرسید مگر امسال چه فرقی با سال ۹۰ داره ؟

مرداد و دی ماه سال ۹۰ دو نفر از هم نسلی های ما که با تلاش مضاعفشون درقله علم و فناوری این مملکت قرارگرفته بودند مزد پاکی و ایمان و تلاششون رو گرفتند و شهد شهادت نوشیدند ارزویی که ما از بچگی با خودمون داشتیم (( شهادت)) .

اری بیست ویک سال بعد ازجنگ نسل سوم نشون میده که لایق این است که درب شهادت برروش بازبشه اونهم وسط دعواهای سیاسی و غبارالودگی های اون که نمیدونی اصلا کی چی میگه ؟ یکی میخواد صندلی قدرتش رو هرجوری هست حفظ کنه و پول روی پول بگذاره و....

یکی خودش هم نمی دونه قهرکرده یا نه / قهربکنه یا نه اصلا شایدبهتره بگم نمی دونه مردم رو شناخته یا نه ... البته  خداکمکش کرد شاید اون مهر و عشقی که پدرش به حضرت اقا داشت و اون رو با انارهای دست چین باغش هرسال به ایشون  هدیه  می کرد و هنوز هم مادربزرگوارشون این کار رو میکنه به دادش رسید تا یه جورایی یکدفعه تردیدها رو ازخودش دور بکنه...

یکی دیگه که  خیلی مردم بهش امید بسته بودن و البته هنوز هم یه جورایی به خاطر ته اخلاصش دوستش دارند انگار می  خواد با همه لج کنه حتی با خودش/ معلوم  هم نیست چرا ؟ انگارتوی فضای سیاسی کشور نبوده بابا این عرصه همینه مگر نمی دونستید شما خودت می  گفتی می خوام بیام تا این فضا رو تغییر بدم ؟! الان خداوکیلی بایست  نگاه کن عملکردخودت رو کم کم داری شبیه همون قبلی ها میشی! مردم این رو می خواستن ؟ اصلا برای این اومده بودی ؟

یکی دیگه فقط به دنبال سیاست بازی و استفاده از فضاهاست و فقط می خواد چهره سابق خودش رو با یک سری حرفهای زیبا و لعاب روشنفکری ترمیم کنه غافل از اینکه مردم عاشق صداقتند وبس اقا تورو به خدا خودت باش...

دو گروه هم هستند که  سوزنشون گیرکرده روی فتنه اونهم با این عبارات "کاسبان فتنه و ساکتان  فتنه" و خود بخوانید حدیث مفصل از این عبارات... بابا تمام شد فتنه ۸۸ حواسمون رو جمع کنیم برای برهه های بعدی و فضای محبت و دوستی رو بیشتر رواج بدیم این  بدان معنا نیست که از ذهنمون پاک کنیم عملکرد افراد رو/ نه / اما همه می دانیم انسان جایزالخطاست و معصوم  نیست بیشتر مراقب باشیم تا خودمون درمراحل بعدی دچاراشتباه نشویم و به این بیاندیشیم که اگر خدایی نکرده لحظه ای خداوند متعال ستارالعیوبیش را کناربگذارد چه می گذرد برهر کدام از ماها...

خلاصه....نمی خواستم سیاسی بنویسم دوباره گول خوردم و جو گیرشدم این از  همون نشانه هایی است  که  ما رو از مسیر مصطفی و داریوش دور می کنه و متاسفانه من هم خیلی ازاین  نشانه و نشانه ها درونم دارم ...

رضایی نژاد و احمدی روشن درکنارخودسازی بدوراز هیاهوهای سیاسی فقط برای ممکلتشون اموختند و تلاش کردند تلاشی که دشمنان این نظام رو به خشم اورد و اتش زد و درب شهادت برویشان باز شد اری دوستان نسل سومی! رمز شهادت دراین دوران خودسازی و اموختن و تلاش و حرکت با بصیرت پشت سر رهبری است و لاغیر .

سال تولید ملی / حمایت از کار و سرمایه ایرانی هم همین را می طلبد یعنی همان ویژگی های مصطفی احمدی روشن و داریوش رضایی نژاد را / انشاالله فردای روز ما درمقابل علیرضا و ارمیتا فرزندان دوستان شهید نسل سومی مان شرمنده  نباشیم.

و کلام اخر سخن زیبای حضرت اقا درحرم رضوی است " رعایت اخلاق و قانون "

بیایید بویژه ما جوانهای نسل سومی که بیشتر فضای مجازی رو دراختیارداریم (( یعنی همان جایی که  اقا ازش به لحاظ اخلاقی خیلی رضایت ندارند)) امسال مسابقه رعایت اخلاق و قانون بین خودمون بگذاریم تا نشون بدیم اینجا هم نسل سوم اول میشه و از اقایان مسئول نسل اول و دومی می تونه جلو بزنه ... یاعلی.

درضمن زیاد حرف زدم باید ببخشید می دونم که خود من بیشتراز هرکس دیگری نیازمند نصیحت و راهنمایی ام و درحرکت درمسیر شهدای نسل سوم هم عقب تر ازهمه و...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/01/03ساعت 20:7  توسط محمدحسين رنجبران  | 

اگر اشتباه نکنم تابستان سال ۸۷ بود که قطعی برق به خاطر کمبود اب بسیار مردم را اذیت می کرد و بویژه در شهرهای بزرگ کلی اثرات منفی گذاشته بود اما یک نفر یک تنه سعی می کرد با صداقت و کار و تلاش مثال زدنی این اثرات منفی را به حداقل برساند تقریبا روزی نبود که پرویز فتاح وزیر دوست داشتنی ان زمان وزارت نیرو در رسانه ها حاضر نشود و با صداقت و سعه صدر مثال زدنی اش با ان روی گشاده از مردم عذرخواهی نکند و به این ملت شریف ارامش ندهد .

یادم نمی رود در همان ایام که یکشنبه ها تک تنها و یک دوربینه به هیات دولت می رفتم من را صدا می زد و کنار می کشید و اخرین وضع را هم از زبان من جویا می شد و هم خودش برایم می گفت و تاکید هم می کرد اگر صحبتی و سئوالی هست که به ارامش بیشتر مردم کمک می کند از او بپرسم تا او هم توضیح دهد .

مهندس دوست داشتنی دولت نهم پنج شنبه دعوت ما را پذیرفت و به "دیروز امروز فردا " امد حتما حرف هایش را شنیدید با اینکه همیشه سعی می کرد به گونه ای حرف بزند تا کسی از دست او دلگیر نشود اما این دفعه این قدر مشکلات مردم و  نگرانی های انها ازارش داده بود که این خصلتش را کنار گذاشت و خیلی جدی نقد کرد و از پنهان شدن مسئولان پشت سر قیافه به اصطلاح ترسناک تحریم گله کرد و گفت.. اقتصاد یک علم است باید از این علم به درستی استفاده کرد روشهای سنتی جواب نمی دهد چرا در برنامه ریزی هایمان دقت نمی کنیم و ....

برنامه که تمام شد کلی برایمان پیامک امد و مردم از صحبتهای صادقانه اقای فتاح خیلی خیلی تشکر کردند و حتی از ما خواستند دوباره او را دعوت کنیم اما چهره مهندس دوست داشتنی راضی به نظر نمی رسید و انگار خیلی حرف در دلش مانده بود از ما تشکر کرد و رفت با همان ادب و تواضع همیشگی اما..

صبح جمعه تلفنم زنگ خورد پشت تلفن باز هم اقای فتاح و بازهم حرف های شنیدنی اش ..

" اقای رنجبران فرصت خیلی کم بود دوست داشتم بیشتر از نگرانی ها و دردهای مردم بگویم اما نشد دوست داشتم حتی اگر می شد تلفنی صدای مردم را بشنوم دردهایشان را بشنوم و برای انها واقعیت ها را بیشتر بشکافم اما نشد و..."

گفتم .. اقای مهندس همین قدر هم بازخوردش خیلی خوب بود مردم خیلی تشکر کردند اما راست می گویید درددل های مردم خیلی بیشتر از اینهاست یادتان هست اقای فتاح/ تابستان سال ۸۷ در دولت نهم شما می دویدید دنبال خبرنگاران تا از مشکلات کم ابی بگویید از مردم به خاطر قطع برق عذرخواهی کنید و به انها ارامش بدهید یادتان هست یکبار در جلسه دولت با نیت خالص از همه خواستید دعا کنند تا بارش باران داشته باشیم تا مقداری از کم ابی ها برطرف شود بلافاصله که از جلسه امدید بیرون دیدید باران گرفته و امدید در بالکن دولت خدا را شکر کردید و همانجا اشک شوق ریختید ...

گفت.." اره همانجا هم با من مصاحبه گرفتی و من دوباره برای مردم حرف زدم ..."

گفتم .. اقای مهندس بیش از یک ماه است که بازار ارزو سکه بهم ریخته چندین و چند بار خواهش وتمنا کردیم بیایند صحبت کنند و با مردم درمیان بگذارند اما دریغ از یک جواب درست و درمان ...

حتی همان روزهای اول که بعد از چند روز حدود صد تومان دلار امد پایین به اقای بهمنی گفتیم بیاید پشت خط اما باز هم نیامد...

فتاح که گویی سر درد دلش باز شده بود گفت.. چرا ؟ چرا نمی ایند حرف بزنند مگر وظیفه ندارند؟! سرقطع برق همان طور که شما گفتید من وظیفه داشتم بیایم/ حرف بزنم حتی فحش بخورم عیبی ندارد مردم حق دارند بگذارید هرچه می خواهند به ما بگویند چرا ما باید از پاسخ گویی فرار کنیم ..

مهندس دوست داشتنی باز هم تاکید می کند که باید برای مردم بیشتر باز کرد که این نابسامانی ها دلیلش تحریم نیست و ادامه می دهد.. اقایان بیایند برای مردم توضیح دهند بگویند دلیل این نابسامانی کجاست ؟ مگر الان ما تحریم شده ایم که اینگونه القامی کنید؟ اقای رنجبران من با اقای قاسمی ( وزیرنفت ) ارتباط نزدیک داریم الان یک بشکه نفت ما هم معطل نمی ماند روی هوا می برند چرا باید اینگونه به مردم القا کنیم که تحریم ها باعث این وضع است بعد حضرت اقا بیایند وسط میدان و حرف نادرست یکی از اقایان درخصوص تشابه وضع الان با زمان شعب ابی طالب را جمع کنند؟!

وزیر سابق دولت نهم که گویی دلش خیلی گرفته بود ادامه داد.. با این اوضاع و احوال می گویند می خواهیم گام دوم هدفمندی را اجرا کنیم و پول بیشتری به مردم بدهیم انگار نمی دانند الان پول بیشتر دادن به مردم خدمت به انها نیست بلکه سم است اقای رنجبران باید اینها را برای مردم توضیح بدهیم باید بگوییم من حاضرم هروقت بخواهیم بیایم /بگویم و درددل مردم را بشنوم...

فتاح در اخر هم این را گفت که ما مثل کسانی نیستیم که از زمان امدن دولت نهم فقط به دنبال ضریه زدن به ان و ضعیف نشان دادن ان بودند جنس ما به گونه ای دیگر است دلمان هنوز با این دولت است نمی خواهیم خدایی نکرده ضربه بخورد چون ضربه به این دولت را ضربه ارمانها و ارزوهای مردمی می دانیم که با هزار امید و ارزو به ان رای داده اند.

تشکر کردم و خداحافظی و البته غبطه خوردم از اینکه چنین انسانهای پاک و ارزشمندی از دولت فاصله گرفته اند و مردم از خدمات خالصانه شان محروم شده اند بیخود نبود که همه دوستداران دولت حتی خیلی از انهایی که الان هم کنار دولت هستند می گویند برکت کار در دولت نهم کجا و در دولت دهم کجا ؟

اری پرویز فتاح فقط مشتی نمونه خروار از تفاوت های دولت نهم و دهم است تفاوت هایی که ای کاش بیشتر درک می شد...    

+ نوشته شده در  شنبه 1390/11/01ساعت 17:42  توسط محمدحسين رنجبران  | 

اوایل هفته بعد از مدتها دوباره اثاری ویژه از اثارمنحصر بفرد دوست و استاد خوبم ایمان مراتی در بیست وسی پخش شد با عنوان ضریح افتاب که در اون ایمان سری زده بود به اخرین مراحل اماده سازی ضریح جدید امام حسین (ع) در قم و گپی زده بود با استاد عزیز فرشچیان با شعر سرایی یک شعار عاشورایی که برای طلیعه این گزارش زیبا انتخاب شده بود و خروجی گزارش هم مثل همیشه از دل بی ریای ایمان مراتی برخاسته بود ..جمعی از جانبازان جنگ تحمیلی رو به تصویر کشید که اومده بودند درکنار ضریح جدید اقا دلی سبک کنند و ایمان هم درکنار اونها دلی سبک کرد..

ایمان جان خوشا به حالت که این قدر مصمم دراین مسیر قدم برمی داری و اینقدر مخلص که حال و هوای درونیت چون از عمق جان برمی خیزد بدجوری ادم رو منقلب می کنه / ایمان جان ضریح افتابت افتاب جانمان شد اما تو را به خدا از این گزارش ها بیشتر بزن اخرین بار از این دست کارهای ویژه ات در اغاز ماه مبارک رمضان با حاجی رمضان بود جانباز قطع نخاعی/ که مورد تقدیر ریاست سازمان هم درنشست افق رسانه قرار گرفت البته می دانم انچه را که در دل داری و فقط هم باید دردل داشته باشی اما مردم را از این حال و هوا محروم نکن ...

دراخر می خواستم گریزی بزنم به اینکه ایمان مراتی کیست ؟ چگونه اخلاق و مرامی دارد ؟ چقدر بی ریاست و اینکه اگر کسی جای او بود از موقعیت ها و ارتباطاتی که داشت چگونه استفاده میکرد که ایمان هیچگاه نمی کند اما نمی گویم چون می دانم راضی نیستی فقط باز هم می گویم .. ایمان جان ضریح افتابت افتاب جانمان شد..

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/09/24ساعت 8:47  توسط محمدحسين رنجبران  | 

برنامه قبل دیروز،امروز،فردا برنامه خوب و چالشی شد، حضور دواستاد برجسته حوزه حقوق و رسانه دکترمحسن اسماعیلی ودکتر حسام الدین اشنا، برعمق مطالب مطرح شده افزود و بعد از مدتها  دربرنامه ای زنده ازرسانه ملی نقد علمی بخشی از عملکرد این رسانه مهم و تاثیرگذار مطرح شد، با اینکه برخی از نظرات دکتر اشنا درخصوص رسانه ملی  بعضا بسیار تند بیان شد اما برای خود من قابل تامل بود.در میان این بحث های علمی و حقوقی دراخربرنامه تعجب دکتر اسماعیلی از صحبت پایانی دکتر اشنا برایم بسیار جالب بود.

وقتی صحبت از تدوین نشدن قانون جامع رسانه ها و مطبوعات برغم تکلیف قانونی برنامه چهارم توسعه بعد از هفت سال و همچنین تنظیم قانون جدید اداره صدا وسیما شد ، در اخربحث دکتر اشنا که چهره ای شناخته شده درعرصه علوم ارتباطات است گفت.."البته باید به این قوانین، قانون ازادی مطبوعات را هم اضافه کنیم که قانونی بسیارمهم است و هنوزتصویب نشده است!"

دکتر اسماعیلی بلافاصله با تعجب گفت.." این قانون در سی مرداد 88 با عنوان قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات تصویب و به دولت ابلاغ شده است، البته با گذشت بیش از دوسال دولت هنوز آیین نامه اجرایی ان را تدوین نکرده و قانون هم همان طور که می دانید بدون ایین نامه اجرایی قابل اجرا نیست!"

 این مدرس اخلاق و حقوق ارتباطات ادامه داد: " متاسفانه من هیچ ولعی هم میان رسانه ها برای پیگیری اجرای این قانون مهم نمی بینم و این هم  جای تعجب است!"

 واقعا جای تعجب هم دارد ؛ چرا رسانه ها پیگیر اجرایی شدن قانون به این مهمی نیستند!

تصویب " قانون انتشار و دسترسی آزاد  به اطلاعات "  از مجلس ششم کلید خورد ودرهمان زمان اشکالات زیادی به ان وارد شد اما مهم این است که این قانون برغم کامل و صددرصدی نبودن می تواند جلوی بسیاری از رانت های اطلاعاتی را که موجب فسادهای پنهان بسیار است بگیرد.

جریان ازاد اطلاعات  به معنی حق دسترسی و انتشار ازادانه اطلاعات از حقوق شناخته شده شهروندی و ارکان مهم درجوامع مدنی امروزاست  و براساس مبانی نظری ان دولت امانتدار اطلاعات است نه مالک ان و لذا هرگونه  تحریف ، نقص  ویا عدم ارائه اطلاعات عمومی و دولتی به صورت یکسان به همگان ، جرم محسوب می شود.

بر این اساس دولت ونهادهای عمومی موظفند با ارئه بدون محدودیت اطلاعات از بوجود امدن رانت های اطلاعاتی که از مصادیق فساد هستند جلوگیری کنند.

اعتماد سازی میان مردم و حاکمیت که افزایش مشارکت ملی را در پی دارد و پیشگیری از فساد اداری و اقتصادی که همیشه در تاریکی پیدا می شوند از مزایای اجرای قانون آزادی اطلاعات است.

 سوئد ،نخستین کشوری است که قانون ازادی اطلاعات را در سال 1766تصویب کردو حدود250 سال پیش با شعار ازادی اطلاعات حق  شهروند است، دسترسی به اطلاعات وانتشار ازادانه ان را نشانه ای از دموکراسی دانست.

اگر سوئدی ها دران زمان ازادی اطلاعات را محصول  دموکراسی می دانستند اکنون جریان ازاد اطلاعات را  بوجود اورنده دموکراسی می دانند .

امریکاییها این قانون را در سال 1996  تصویب کردند ، هندی ها  درسال 2002 ودرحال حاضراین قانون در حدود50   کشور تصویب شده و دستکم در سی کشور در حال اجراست.

با به رسمیت شناخته شدن حق دسترسی ازاد به  اطلاعات ، خبرنگاران دیگر صرفا به عنوان یک صنف خاص دیده نمی شوند بلکه به انها به عنوان نمایندگان افکار عمومی نگریسته می شود  که حق دارند اطلاعات را به صورت ازادانه برای نمایندگان خود بدست اورند و منتشرکنند و ندادن اطلاعات به انها جرم و تخلفی بزرگ محسوب می شود.

درست است که به گفته اقای دکتر اسماعیلی قانون مصوب سی مرداد 88  ،قانونی صددرصدی و کامل نیست اما یک گام اساسی برای تامین حقوق اساسی مردم و نمایندگان انها دررسانه هاست ...ایا این چیز کمی برای ما اهالی رسانه و مطبوعات است که مطالبه جویانه ان را پیگیری نمی کنیم؟!

البته تعجب من بعد ازپخش این برنامه دوچندان شد چرا که بازهم هیچ رسانه ای به این موضوع مهم نپرداخت وعلاقه ای برای پیگیری آن نشان نداد. 

قابل توجه تر آنکه ندیدیم و نشنیدیم که مجلسی ها و درراس انها اعضای محترم کمیسیون فرهنگی که الان با عجله درماههای اخر کار خود درپی  تصویب قانون جامع برای رسانه ها و مطبوعات هستند ! جدیتی برای پیگیری اجرایی شدن این قانون مهم برزمین مانده از خود نشان دهند.

 البته قابل درک است که آقایان بویژه چند ماه مانده به انتخابات کارهای مهمتری دارند ازجمله افزایش تعامل (شما بخوانید: کل کل ساختگی ) با هنرمندان و بازیگران ، حضور در برنامه های پرمخاطب تلویزیونی به هر نحو ممکن (خواهش و اگر نشد تهدید)  و... ، درهر حال وقتی باقی نمی ماند برای برخی امور که احتمالا تاثیر چندانی در راه یابی مجدد به خانه ملت ندارند.

 البته ناگفته نماند که از منابع موثق شنیدیم که ریاست محترم مجلس بعد از دیدن برنامه ما درباره  تعجیل کمیسیون فرهنگی در تصویب  قانون جامع رسانه ها و مطبوعات و حساس شده و دستور بررسی دقیق را دراین خصوص داده است که جای بسی امیدواری و خرسندی است!

بایدعذرخواهی هم از اقای هدایت خواه مخبرکمیسیون فرهنگی بکنم که قراربود پشت خط برنامه ما بیاید و توضیحاتی درخصوص این مصوبه بدهد اما بدلیل کمبود وقت میسر نشد واز همین الان درتلاشم تا فرصتی مناسب برای بیان این توضیح فراهم اورم ...

بهرحال امیدوارم ما اهالی رسانه و مطبوعات دست دردست هم مطالبه گر اجرای این قانون مهم  و دیگر دغدغه های مشترک  تاثیر گذار درعرصه اطلاع رسانی و ایفای وظایف اصولی خود باشیم .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/08/29ساعت 16:23  توسط محمدحسين رنجبران  | 

دوشنبه هفته پیش افطارمهمان بروبچه های نیمروز و دوستان بسیار عزیز و خوبم علی زاهدی و حامد جواد زاده بودیم دیدم موبایلم چندبارزنگ خورده و قطع شده و من هم متوجه نشدم اخه اونجا بد انتن می داد بالاخره یک اس ام اسی اومد که فلانی هستم از ریاست جمهوری و کار فوری دارم به علی گفتم ..حاج علی بعد از حدود یک سال و اندی اقایون ریاست جمهوری یادم کردند چی کار دارند...؟ چند وقتی هست که مارو با اینها کاری نیست... خلاصه زنگ زدم و معلوم شد دنبال اینند که اجرای برنامه تقدیر رییس جمهور از خبرنگاران رو برعهده بگیرم ... شک داشتم و واقعا هم کار داشتم وخیلی دیرهم گفته بودند گفتم یه نیم ساعت دیگه می گم خدمتتون اما توی همین فاصله سید میرحسینی ازدوستان خوبم در نهاد زنگ زد و باز اصرار کرد و من هم نتونستم نه بگم خلاصه رفتم... بعد از قرائت قران فرمان اجرا رو دستم گرفتم و توی مرحله اول باید چند تن از نمایندگان خبرنگارها رو دعوت می کرد قبل از هر اعلام هم سعی می کردم مطلبی بگم و به اصطلاح خشک و خالی نباشه رسید به صحبتهای جوان ترین خبرنگار بعد از صحبتهای او باید نفر بعدی رو معرفی می کردم اما خاطره ای اومد درذهنم خیلی با خودم درگیرشدم که بگم یا نگم رفتم پشت تریبون و شروع کردم ..

اقای رییس جمهور توی این پنج شش سال درخدمت شما خاطره های زیادی داشتم الان که جوان ترین خبرنگار صحبت کرد یاد نخستین سفرم با شما افتادم اجازه دارم نقل کنم

احمدی نژاد نگاهی کرد و با لبخندی خاص گفت..فرمان دست شماست بفرمایید.

گفتم..نخستین سفر شما بعد از رای اعتماد وزیران در شهریور ۸۴ به بم بود که به صورت غیرمنتظره انجام شد همه رفتیم ترمینال ۴ پروازهای داخلی مهراباد شما هم بدون هیچ تشریفاتی از میان مردم عادی اومدید و سوار هواپیمای عادی اسمان شدید برای همه ما چنین فضایی تازگی داشت و لذت بخش بود...

به بم که رسیدیم با اون شور و حال جوانی ام سریع اومدم پای پلکان تا نخستین مصاحبه رو با شما بگیرم و به خبر ۲۱ برسونم چند با سوال کردم که هدف از این سفر برنامه ریزی نشده چیه جواب ندادید و یکدفه از کوره دررفتید.." بابا بگذار به کارمون برسیم اومدیم کار کنیم "  ....

بعنوان یک جوان خورد توی ذوقم.. رفتیم در شهر بم تا یک و نیم شب یکسره کار کردید جوری که برای همه ما تازگی داشت هرجا می رسیدید به دقت به حرف ها و درددلهای مردم گوش می دادید... دستور می دادید... مسائل فنی رو بررسی می کردید... بعد از چند سال اینجور کارکردن برای ما هم خیلی لذت داشت کم کم مزه این جور با دل و جان کار کردن جای اون تلخی برخورد شما رو گرفت حتی یادم هست که نیمه شب هم رفتید بازدید نامحسوس اما ما رو نبردید...

اخر سفر با اینکه لذت کارو تلاش صادقانه شما برای مردم مستضعف بم اون تلخی رو کاملا از بین برده بود قبل از مصاحبه صدایم زدید که مثلا از دلم بیرون بیاورید.."حالا فهمیدی برای چی اومده بودیم ... و خنده ای از سرتواضع و مهربانی .."

عجب روزهای لذت بخشی بود ...

خیلی به دلم نشست انگار همه ان چیزی را که می خواستم با این خاطره گفته بودم...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/05/24ساعت 11:58  توسط محمدحسين رنجبران  | 

سال دوم کار در واحد مرکزی خبر یعنی سال ۸۲ بود که پیشنهاد دادیم برای سالگرد ترور حضرت اقا یعنی ششم تیر گزارشی بزنیم تا اون زمان چنین کاری انجام نشده بود/ حدود دو هفته و درکنار کار پرفشار خبری درمجلس ششم توانسیم مصاحبه های مختلف و متعددی از ادمهایی که درصحنه انفجار و پس از اون بودند بگیریم و یک سری مواد خام عالی داشته باشیم یادم میاد که تمام مصاحبه رو نوشتم وشات لیست کردم و چند شب تا حدود ساعت دو و سه صبح اونها رو درکنار هم قرار دادم و با همون تجربه اندکم دکوپاژ گزارش رو نوشتم که درنهایت پس از پخشش از زبان یکی از اساتید خبر در جلسه ای اموزشی شنیدم که این کاری که از فلانی پخش شد یک مستند خبری بود نه گزارش که اون موقع خیلی کم انجام می شد  یعنی خودم اولین مستند خبری رو کار کرده بودم اما نمی دونستم که بهش می گن مستند خبری... بگذریم سرتون رو درد نیارم این مستند فکر می کنم چهار سال پشت سرهم پخش شد اولین بار بخش خبری ۲۲ شبکه سه اون رو پخش کرد به نظرم رسید با توجه به سالگرد ترور ششم تیر بد نیست متن اون رو در وبلاگم قرار بدم ..

 اقای جباری از محافظان مقام معظم رهبری درسال ۶۰.. مردم روی زمین خوابیده بودند

 اقای مطلبی امام جماعت مسجد ابوذر..من همینطور مانده بودم

 اقای خسروی وفا مسئول حفاظت از مقامات در سال ۶۰ ..پشت بیسیم گفتند از حافظ  به حافظ هفت خونسردیت رو حفظ کن و محل حادثه رو  اعلام کن 

 دکتر فاضل مسئول تیم جراحی ..بمب رو طوری کار گذاشته بودند که در مقابل قلب منفجر بشه

اقای باقی از اعضای تیم پزشکی..فقط می خواهم بگم که یک معجزه بود

 بعد از این مقدمه صفحه ای سیاه پدیدار می شه که زیرنویس ان این است..مسجد ابوذر   ششم تیر۶۰

باصدای ایت الله خامنه ای در خصوص مساله  زن که البته من دراینجا کامل ترش رو گذاشتم ..

((آنى که گفتند زن ناقص‌العقل است،نخواستند بگویند که زن خداى نکرده قوه‌ى ادراک ندارد، هرگز. بسیارى از زنان از بسیارى از مردان سطح شعور و درکشان به مراتب بالاتر است؛ نه یک ذره دو ذره. من در تفسیر این جمله در نهج‌البلاغه یک بیانى کردم که این بعد هم منتشر شده. شاید هم شماها بعضیتان دیده باشید. دو احتمال درباره‌ى این هست که یکى از این دو احتمال را من این‌جا ذکر مى‌کنم و آن این است که نظر امیرالمؤمنین در «هن ناقصات العقول‌[ان النساء نواقص الایمان نواقص الحظوظ نواقص العقول/128نهج‌البلاغه/ خطبه 80]» به طبیعت زن نیست، بلکه به زنى است که تحت تأثیر فرهنگ ستم‌آلود تمام طول تاریخ که نسبت به زنان این فرهنگ، همیشه توأم با ظلم و ستم بوده، ناقص بار آمده. در زمان امیرالمؤمنین زن در همه‌ى جوامع بشرى، نه فقط در میان عرب‌ها، مظلوم بود. نه مى‌گذاشتند درس بخواند، نه مى‌گذاشتند در اجتماع وارد بشود و در مسائل سیاسى تبحر پیدا کند. نه ممکن بود در میدان‌هاى......))

صدای مهیب انفجار بمب و فریاد مردم و نا تمام ماندن سخنرانی.. 

 اقای حاجی باشی یکی از محافظان مقام معظم رهبری در سال ۶۰..پشت تریبون رفتند و مشغول پاسخ به پرسش ها بودند

اقای جباری از محافظان مقام معظم رهبری در سال ۶۰..بمب را به صورتی ماهرانه در ضبط کار گذاشته بودند

اقای مطلبی امام جماعت مسجد ابوذر..یکدفعه دیدیم صدای انفجار مسجد را برداشت "صدای انفجار"دیدم اقا همانطور که ایستاده بود دارند برمی گردند

اقای حاجی باشی از محافظان مقام معظم رهبری در سال ۶۰ ..توی اون شلوغی جمعیت ما نفهمیدیم چطور موفق شدیم ایشون رو به بیرون منتقل کنید

اقای جباری از محافظان مقام معظم رهبری در سال ۶۰ ..خون زیادی ازایشون رفته بود به صورتی که احساس کردیم همه خون بدن ایشون خارج شده  

رییس بیمارستان بهارلو در سال ۶۰.. دیدیم یکدفه یک مجروحی را روی برانکارد داخل اتاق عمل کردند اصلا مجروح را نشناختیم فوق العاده وضع وخیمی داشت نه نبض داشت و نه فشار و نه تنفس

دکتر فاضل مسئول تیم جراحی .. مریض به شدت درحال خون ریزی بود به دلیل اسیبی که به ریه ها وارد شده بود 

اقای حاجی باشی از محافظان مقام معظم رهبری در سال ۶۰.. یک لحظه نمی دانم کدام یک از پزشکان بود که دستکش خود را دراورد و گفت کار تمام شد و فشار رسید به حد صفر

اقای خسروی وفا مسئول تیم حفاظت از مقامات در سال 60..  پس از دو سه ساعت ایشون رو با هلی کوپتربه بیمارستان شهید رجایی( قلب) منتقل کردیم

اقای باقی از اعضای تیم پزشکی ..هلی کوپتر ساعت هفت یا هفت و نیم بود که برروی باند نشست وما مجروح را تحویل گرفتیم 

دکتر فاضل مسئول تیم جراحی ..تنفس عادی غیر ممکن و ریه ها سفید شده بود

اقای جباری از محافظان مقام معظم رهبری در سال ۶۰..اوضاع بحرانی بود

اقای باقی از اعضای تیم پزشکی .. سه تا چهار روز در ای سی یو مستقر بودند ...

دکتر فاضل مسئول تیم جراحی .. در نخستین ساعاتی که بهوش امدند به دلیل اینکه دست راست جراحات وسیعی داشت مجبور بودند با دست چپ بنویسند اولین سئوالی که کردند گفتند بر سر محافظان من چه امده و پاسداران من کجا هستند 

اقای جباری از محافظان مقام معظم رهبری در سال ۶۰..تا یکی یکی نیامدیم و ما را از نزدیک ندید و مطمئن نشد از سلامتی ما راضی نشد

دکتر فاضل مسئول تیم جراحی ..نخستین روزی که از بیمارستان مرخص شدند روز تنفیذ حکم ریاست جمهوری شهید رجایی بود و ایشون مستقیم به جماران رفتند

سخنرانی امام (ره) در روز تنفیذ حکم ریاست جمهوری شهید رجایی درحالی که ایت الله خامنه ای با لباس بیمارستان کنار ایشان نشسته اند..

(( کشتن یک عده که خدمت می کنند به مردم خدمت می کنند به کشوراین طریقی است که خدمت به خلق است این اقای محترم که حالا با زحمت تشریف اورند و من خیلی خوشحال شدم از اینکه اقای خامنه ای سلمه الله امدند و حاضرند ایشون اخر چه کرده بود اخر کاری ؛کار خلافی خوب بگویید دیگر چه کرده بود که می خواستید او را بکشید وموفق نشدید بحمدالله .. ))

موسیقی ملایم پایانی و دیزالو تصویر اقا در کنار امام در تصویر قنوت یکی از نمازهای جمعه ایشان در دانشگاه تهران درحالیکه بسیاری از مقامات در صف اول پشت سر ایشان ایستاده اند...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/04/06ساعت 16:59  توسط محمدحسين رنجبران  | 

مطالب قدیمی‌تر