بخشی از سخنان گوهر بار رهبر معظم انقلاب اسلامی که هفته گذشته در جمع نمایندگان مجلس هفتم بیان فرمودند باعث شد تا بسیاری از خاطراتی را که از مجلس ششم داشتم دوباره مرور کنم.
حضرت ایت الله خامنه ای در بخشی از این سخنان ارزنده با اشاره به شرایط تشکیل مجلس هفتم تصریح کردند..((شرایطی که قبل از پدید امدن این مجلس بوسیله بعضی اشخاصی که از روی غفلت کارهایی انجام می دادند بوجود امده بود (رفتن به سمت تحریم انتخابات /رفتن به سمت استعفای نمایندگان /اعتصاب در مجلس /مقابله مجلس )چیزهای بد وعجیبی بود وصدای عمومی مجلس با خیلی از مبانی واصول نظام مغایرت داشت .در چنین فضایی این مجلس رویید.))
همان طور که در ابتدا گفتم این سخنان مقام معظم رهبری یاداور بسیاری از دیده های من بعنوان یک خبرنگار از مجلس ششم بود که انها را به ارشیو ذهنم سپرده بودم اما فکر می کنم هم اکنون بیان برخی از این دیده ها به صورتی مختصر جا داشته باشد .
البته بیان این خاطرات ناخوشایند از دوره ششم خانه ملت هیچگاه به معنی زیرسوال بردن خدمات وتلاشهای برخی نمایندگان ارزشی ومعتقد به مبانی واصول نظام اسلامی وحتی معدود تصمیمات موثر این مجلس نخواهد بود.
-تنش ومجلس ششم ..
از اغاز مجلس ششم تاپایان ان اگر نگویم هرروز باید بگویم حداقل هفته ای نبود که صدای درگیری وتنش از صحن علنی شنیده نشود و شاید به خاطر همین هم بود که وقتی جناب اقای کروبی اخرین زنگ پایان جلسات مجلس ششم را زد می توانستیم صدای نفس راحت اورا پشت میکروفون به اسانی بشنویم و ذوق وشوق را هم در چهره خسته اش براحتی مشاهده کنیم.
یکی از این درگیری ها وتنشها را هیچ موقع فرامش نمی کنم ..
در صحن علنی نشسته بودیم /از صبح بحث وجدلهایی در قالب تذکر ائین نامه ای ودرباره گرفتن اطلاعاتی از کمیسیون انرژی میان یکی از نمایندگان دوم خردادی وهیات رئیسه وجود داشت وانتقاد اصلی این نماینده هم به یکی دیگر از نمایندگان دوم خردادی بود که بشدت وخیلی بیشتر از او تحت تاثیر سران جناح اکثریت قرار داشت ونمی خواست این اطلاعات را که تخلف یکی از شرکتهای دولتی را نشان می داد به او ارائه کند.((البته این نماینده بدستور سران جناح اکثریت از دادن این اطلاعات منع شده بود.))
چند دقیقه ای بحث فروکش کرد ومجلس وارد دستور شد یکدفعه دیدم این اقای نماینده که اطلاعات رو نمی داد با عصبانیت ورویی برافروخته داره به سمت نماینده تذکر دهنده میره گفتم حتما می خواد دادو بیداد کنه اما صحنه فراتر از این بود .
چند ثانیه ای بیشتر نگذشته بود که صدای بلند ((تق))در صحن علنی پیچید وتوجه همه رو جلب کرد اقا یک پس گردنی محکم به همکارش هدیه داد وبعدش هم دو نماینده مشت ولگد ودیگر فنون رزمی رو باهم مرور کردند البته این قسمت از ماجرا در محوطه بیرونی صحن به نمایش گذاشته شد!
این خاطرات ادامه دارد...