این سخنان را در حالی برزبان جاری ساخت که اصلا حس و حالی برایش باقی نمانده بود چون عزیزترینش را از دست داده بود یا بهتر بگویم عزیزترین ملت ایران را ازدست داده بود که البته برای او جایگاهی دیگر داشت اما انچه از روح خدا درسالیان متمادی اموخته بود باید انجام می داد اینجا دیگر بحث حس و حال و موقعیت و میل داشتن و نداشتن نیست اینجا بحث ولایت مطرح است که داروندار ماست.
چهره حاج احمد خمینی(ره) را هنوز به خاطر دارم گرچه ان زمان ده سال بیشتر نداشتم و از بسیاری از مسائل سیاسی سردرنمی اوردم اما حداقل می دانستم که او مرد بزرگ و مورد احترام همه مسئولان و امین امام بوده است و بسیار هم بالاتر از برخی افراد شاخص ان موقع قرار دارد ...
حالا او با ادبی قابل تامل برروی دو زانو در مقابل ایت الله خامنه ای نشسته بود و با دل اکنده از غمش اینگونه سخن می گفت ...