تبليغاتX
اتاق شیشه ای یک خبرنگار
يادداشت هاي محمد حسين رنجبران

توی این مدت که ننوشتم به شدت درگیر فراهم کردن مقدمات اغاز زندگی مشترک بودم که الحمدالله با عنایت خداوند متعال و همراهی بسیار همسر عزیزم به خوبی و خوشی انجام شد و الان بیش از سه هفته است که زندگی جدیدی رو اغاز کرده ام .

چند روزی بیشتر به مراسم ازدواجمون نمونده بود که مصاحبه با رییس جمهور در خصوص عملکرد دولت در سالروز سوم تیر پیش اومد مصاحبه ای که باید در قالب گزارشی نسبتا سنگین ارائه می شد با این که از حدود دوهفته قبل از این با اقای احمدی نژاد صحبت کرده و برای این مصاحبه وقت گرفته بودم اما اقای رییس جمهور دقیقا در دقیقه ۹۰ وقت داد و این در حالی بود که برخی از کارهامون برای مراسم ازدواج هنوز باقی مونده بود.

 چاره ای نبود باید کار این گزارشی رو که پیشنهاد داده بودم خودم انجام می دادم انصافا همسرم هم سر این قضیه خیلی سعه صدر به خرج داد اخه از روزی که این گزارش رو پیشنهاد داده بودم بهم می گفت..(( یه جوری برنامه ریزی کن تا کار گزارشت با کارهای خودمون تداخل پیدا نکنه ))در هرصورت کار رو شروع کردیم .

رییس جمهور ابتدا صبح چهارشنبه ۲۹ خرداد  رو برای انجام مصاحبه انتخاب کرد و ما هم به همراه دو گروه عازم پاستور شدیم و همه چیز رو برای مصاحبه اماده کردیم اما به محض این که رییس جمهور وارد محوطه ساختمان سفید شد و مارو دید به نوعی از انجام مصاحبه عذر خواهی کرد و گفت..جلسه ای با سران قوا پیش اماده واقعا نمیشه الان.

من هم گفتم اقای دکتر دوهفته است که من دارم برای این مصاحبه تلاش می کنم وقت ندادید و ندادید الان هم دارید لغو می کنید بچه ها از ۹:۳۰ صبح که اینجا هستن و همه چیز اماده است!

اقای رییس جمهور فکری کرد و گفت ..خوب امشب بعد از نماز مغرب و عشاء خوبه ؟ گفتم ..چی بگم ما روی همین زمان ظهر تا شب  هم حساب کرده بودیم اما ظاهرا کاری نمیشه کرد باشه !

رفتیم سازمان حدود ساعت ۷:۳۰ عصر به نهاد برگشتیم از گروهمون فقط دونفر تغییر کرد و بچه ها با خستگی دوباره کار اماده کردن صحنه مصاحبه رو اغاز کردن اخه ظهر قرار بود توی محوطه باز مصاحبه رو بگیریم اما شب باید داخل ساختمان سفید این کار رو انجام می دادیم به هر حال دو تصویر بردار خوبمون محمدرضا یوسفی و حسین اقبالی به همراه امیر حاج محمد خانی و حبیب افکاری و مهرداد متین کارشون رو بدون اندکی تاخیر اغاز کردن تقریبا صحنه اماده شده بود که یکی از اقایون ریاست جمهوری که از دوستان خوب من هم هست تا اومد گفت..این صحنه که این طور اماده شده مخالف نظر دکتره و زیادی مجلله البته میدونم که از نظر حرفه ای این بهترین صحنه است و از شما هم عذرخواهی می کنم اما نمی تونم تاکید اقای رییس جمهور رو در نظر نگیرم .

بچه ها که با تمام وجود و هنرمندی کارشون رو انجام داده بودن و از صبح هم درگیر بودن کلی حالشون گرفته شد دیدم نمیشه ساکت باشم خیلی صحبت کردم با این رفیق عزیزمون و به بچه ها هم گفتم صحنه رو تغییر ندن اما در نهایت هیچ فایده ای نداشت اصلا تغییری توی تصمیم اش ایجاد نشد توی همین گیر و دار بود که دکتر جلسه اش تموم شد و برای نماز اومد بیرون تا من رو دید گفت ..اماده اید مشکلی نیست؟ راستی بعد از نماز هم مقداری جلسه ما طول می کشه اشکالی نداره بایستید تا اخر جلسه مصاحبه کنیم؟

گفتم ..نه اقای دکتر صبر می کنیم اما تورو به خدا این مشکل صحنه مارو حل کنید بچه ها کلی زحمت کشیدن همه چیز رو منظم و مرتب اماده کردن بعد به نقل از شما این طور میگن که  صحنه مورد نظر شما نیست!

دکتر که تقریبا سرحال بود گفت..صحنه همینه ؟گفتم ..بله همینه

اقای رییس جمهور گفت ..خوب این تقریبا خوبه اما مراقب باشید زیاد مجلل نشه من هم قبل از این که بنشینم می بینم .

با خوشحالی گفتم ..باشه اقای دکتر .به بچه ها هم سریع گفتم که نمی خواد به چیزی دست بزنن اونها هم کلی حال کردن .

البته اقای رییس جمهور اقای شمقدری رو هم فرستاد تا صحنه رو کنترل کنه تا ان طور که باید/ باشه و در نهایت هم شمقدری تقریبا تایید  و اقای احمدی نژاد هم قبول کرد.

بعد از مصاحبه که تا حدود ساعت ۱۱:۳۰ شب طول کشید دکتر بعد از تشکر از بچه ها با تیزبینی خاص گفت ..دو نفر از بچه هاتون که صبح بودن نیستن ؟!من که خودم توی راه تغییر دو نفر از برو بچه های گروه رو فهمیده بودم خیلی تعجب کردم و به اقای احمدی نژاد گفتم ..ماشاالله خیلی تیزید اقای دکتر ؟! من خودم توی راه فهمیدم شما با این همه مشغله چطور فهمیدید؟!بگذریم...

تا یادم نرفته باید از بچه های گروه و معین کریم الدینی که تا دو نیمه شب کنار من نشست و این گزارش روتدوین کرد تشکر کنم و بویژه از استاد عزیزم که مثل همیشه راضی نیست اسمی از او ببرم متشکرم که اصلاحات اخر گزارش رو در نبود من انجام دادن.

راستی بعد از دو هفته گزارش نزدن بالاخره با توفیقی که خداوند متعال نصیبم کرد درباره اعتکاف گزارشی زدم که روز ۱۳ رجب در خبر ساعت ۱۴ پخش شد و انشاالله چند گزارش دیگر هم در دست تهیه دارم که امیدوارم هرچه زودتر اماده بشن.

از همه اون کسانی هم که در این مدت و برغم بروز نبودن به وبلاگم سر زدن خیلی متشکرم توی ایام پر برکت رجب از همگی التماس دعا ...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/27ساعت 11:49  توسط محمدحسين رنجبران  |